تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
تحريرى فورى زياد داشتم ، فرصت نگارش جواب كاغذ شما نشد و به اين هفته گذاشتم . در اين نوبت هم كه چاپار وارد شد ، مختصر كاغذى كه از خرم‌آباد نوشته بوديد ، رسانيد . از سلامت احوال شما مستحضر و مسرور شدم و بيشتر از اين خوشوقتم كه چند روزى خدمت جناب جلالتمآب آقاى سعد الملك دام اقباله رسيده و قدرى رفع كسالت تنهائى بروجرد را نموديد . بر خلاف من كه در اين مدت علاوه بر تنهائى ، ساير زحمات را داشتم و حالا هم به انتظار ملاقات جناب معزى اليه در دزفول توقف نمودم و چون ديدم كار وصول ماليات خيلى عقب افتاده و بيشتر از اين تعطيل جايز نيست ، قرار داده‌ام فردا كه دوشنبه بيست و هفتم است ، پستخانه را به دانيال نبى عليه السلام ببرند و خودم هم خيال دارم كه روز سلخ از دزفول حركت كنم . ديگر هرگاه تا من در دانيال هستم ، جناب سعد الملك وارد دزفول شدند ، چند روزى ملاقات ايشان را غنيمت خواهم شمرد ؛ و الا بعد از چند روزى توقف به بنىطرف خواهم رفت . رفيق قشقائى تو داخل مستضعفين است ، كارش هم خراب است . ركن الدوله از يك طرف خان‌زاده‌ها را به مخالفت او متفق كرده است و از طرفى هم ، دره‌شورى كارشان با اسعد السلطنه به جنگ و تير تفنگ كشيده ، ده نفر از طرفين مقتول شده ، اسعد فرار كرد ؛ ولى دره‌شورى هم متفرق شده‌اند . كار فارس خيلى خراب است . نواب و الا فرمانفرما ، تعليقهء مستقيم مرقوم فرموده بود ، ممنون شدم . سه هزار تومان از بابت خالصه به گردش گذاشتند . به گردن مخلص هم از بابت حاجى حسام سيصد تومان وارد آورده‌اند . خواهى نخواهى من هم به شرط بقاى سال نو قبول كردم .

پنج‌شنبه [ 18 شوال ] « 18 » 1313 قمرى

« 19 » هو فرزند مكرم عزيزم ديروز بعد از ظهر كاغذى كه در باب تعويض دستهء خليل سلطان به دستهء حيدر خان نوشته بودى ، ديدم . هرقدر اصرار كردم كه اين كار از موقع گذشته ، لطيف خان « 20 » عجز و لابه كرد كه ، اسباب دل‌تنگى مىشود ؛ فورا دستهء حيدر خان را آوردند و قراول گذاشتند . دستهء خليل سلطان شوريد و اجماعى كردند كه مواجب چهارساله طلب داريم ؛ من هم لابد شدم چهار نفر آن‌ها را چوب زدم و حبس كردم . خليل سلطان را هم آوردم چوب زدم و معزول كردم . ولى مسلما از اين سه دسته ،
هامش
( 18 ) - در متن نامه به شورش افواج اشاره شده است . طبق مندرجات خاطرات حسين قلى خان ، اين واقعه در بندر ناصرى رويداده است . حسين قلى خان در تاريخ 28 رمضان 1313 قمرى از شوشتر به بندر ناصرى رفتند . طبق مندرجات خاطرات ، تا 20 روز در بندر ناصرى توقف كرده و سپس به شوشتر بازگشتند . با احتساب اين بيست روز ، تاريخ حركت ايشان 18 شوال 1313 قمرى مىشود . در نامهء فوق نوشته‌اند : « . . . حركت من به صبح شنبه افتاد . . . » كه مقصود حركت از ناصرى است . با توجه به اين مطالب تاريخ نگارش نامه همان 18 شوال مىباشد . ( 19 ) - اين نامه از بندر ناصرى به بروجرد فرستاده شده است . ( 20 ) - مقصود لطيف خان سيلاخورى سرتيپ فوج سيلاخور است .