تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
مبارك عرض كرده بودم ، يكى از مطالب ، اين فقره را نوشته‌ام و نوشته‌اند ، انشاء الله هرگز معزول نمىشوى ؛ در صورتى يك وقتى بشود ، هرقدر لازم دارى ، مىدهم . آن فهرست نزد جناب دبير الملك ضبط است ، براى سند صدور احكامى كه در آن بود . ملاحظه بكن درست وقت آمدن بنه و خودم ، موقع اجتماع عرب و بهارلو و باصرى « 44 » ، نفرات از مرودشت « 45 » الى سورمق « 46 » و آباده « 47 » ، همه مار زخمى و گرگ تيرخورده ؛ نعوذ بالله ! خداوند خود رحم كند . قراول و سرباز يا از فوج مرخص يا از فوج فرارى ، سوار هم بالنسبه اين گوشه‌هاى قزوين بهتر است ، وعدهء مأموريت آن‌ها هم به سر رسيده است ، بايد شب عيد بيايند .

چهارشنبه 21 شعبان 1311 قمرى

هو فرزندا كاغذهاى پست را داده بودم ؛ ميرزا سيد حسين خان ديوانه اين تلگرام را آورد . عقل از سرم بيرون رفت ، فورا گفتم او را حبس كردند . اگر اين مضمون تلگراف « 48 » به دست اهل فارس بيافتد ، ديگر امسال دينارى ماليات و تفاوت عمل در اين مملكت عايد ديوان نمىشود . هرقدر عجز كردم و عرض كردم اين مرديكه « 49 » ديوانه است ، از من پذيرفته نشد . در دو هفته قبل به شما نوشتم ، اين مرديكه در دل‌ها افتاده است كه من محرم خلوت و جلوت‌ام ، جلو مىافتم براى فسائى تخفيف مىگيرم ؛ آن‌وقت سايرين اقدام كنند . اگر اين‌ها جواب سخت نشنوند ، ما را اين مملكت يار نمىشود . شما اعتنائى به نوشتن من نكرديد ، به عرض نرسانديد ؛ و الا چنين جواب مساعدى به او مرحمت نمىنمودند . مسلما بدان اگر چهار نفر از اين قبيل اشخاص از فسا و آباده و نيريز تودهنى نخورند ، رشتهء كار اين مملكت گسيخته است ؛ بخصوص با مغرضين محركى كه در تهران هستند و خودشان هم در اين فقرات فايده مىبرند . در سال مجاعه « 50 » كه مردم گوشت همديگر را خوردند ، دولت ماليات و تفاوت عمل خود را گرفت كه من دينارى از اصفهان در آخر سال باقى نداشتم ، و مرحوم حسام السلطنه تمام عمل يزد را پرداخت ؛
هامش
( 44 ) - باصرى نام يكى از ايلات خمسهء فارس است . ( 45 ) - مرودشت نام يكى از دهستان‌هاى هشت‌گانهء بخش زرقان شهرستان شيراز . ( 46 ) - سورمق نام يكى از دهستان‌هاى دوازده‌گانهء بخش مركزى شهرستان بوشهر و نام قصبهء مركز همين دهستان . ( 47 ) - آباده نام يكى از شهرستان‌هاى شش‌گانهء فارس و شهر مركز همين شهرستان . ( 48 ) - مقصود تلگراف دولت از در دادن تخفيف به فسائى . ( 49 ) - كذا . ( 50 ) - مقصود سال 1288 قمرى است . جهت اطلاع بيشتر به خاطرات حسين قلى خان مندرج در باب نخستين رجوع كنيد . در سال 1288 - 1287 قمرى سخت‌ترين قحطى و مرگامرگى بر ايران مستولى شد . جهت اطلاع بيشتر به « ناطق ، هما . مصيبت و با و بلاى حكومت . تهران ( گستره ، 1358 ) : 17 - 18 » رجوع كنيد .