تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢

پيوست اول

امسال عوائق ارضى و سماوى تواتر و تراكم بهم رسانيده ؛ تعطيل و توقيف مباشرين در اول سال براى باقى ركن الدوله ؛ ملاحظه بكن ايلخانى و عبد الله خان و قشقائى عموما ماه محرم رفتند كه چهار ماه و نيم از سال گذشته بود . بعد از آن هم ناخوشى و با و ملخ‌خوارگى ؛ حالا هم كه آخر سال است ، سيل و بارندگى و خرابى فوق العاده ، و گرنه ملخ . سه ماه تمام است شهرت حكومت ركن الدوله و صاحب ديوان ، ديگر براى حاكم و محكوم ، عامل و معمول ، چه حالتى باقى مىماند . جناب سعد الملك با آنهمه كفايت و هنر ، بواسطهء ابتلاى به عمل نان و شورش و استعداد مردم در فساد و هرزگى ، چنان مشغول و متفرق ؛ روزى كه مىخواست برود ، مبالغى فقط از فروعات لاوصول بود ، جمع من و سهام الملك شد . ما دو نفر به هزار زحمت و مشقت تا هذه السنه ، دو ثلث آن را در اين مدت قليل وصول كرده‌ايم . و اگر اين اخبار متواتر نبود ، حالا از فرع كلى فارغ بوديم . عيب ديگر اين بود ، آن غير مرحوم روح سوخته فرع را هم دوازده قسط سند گرفته بود ، وانگهى با مثل قشقائى عاملى . خداوند روحش را با خلفا محشور كند ، مسلما عمدا اين كار را كرده است . ما هم بواسطه ابتلاى بلوا و شورش شهر ، بعد از آن همه گرفتارى نان و هرزگى كسان قوام ، ملتفت اين معايب و محسنات هيچ يك نبوديم . امسال طوفان نوح بر ما گذشت ، شكر مىكنم خداوند را كه به نيكنامى گذشت . مبشر السلطنه به نقد عجالتا عيبى ندارد ، ولى مىدانم اگر خداى ناخواسته ما فارسى باشيم ، با آن توقعات كه او دارد ، نمىتوانيم تا آخر با هم برويم . حال آنكه قطع دارم سال نو ، ما ، ماندنى فارس نيستيم .

پيوست دوم

شما ماشاء الله در آن همسايگى آنقدر ملتفت نبوديد كه ميرزا على ، مريضخانه و ايتام ساخته است ، به من ننوشتيد . من اگر دانسته بودم كه او چنين دو كار بزرگى كرده است ، هرگز با او طرف نمىشدم . وقتى كه روزنامه دولتى آمد ، در طى روزنامه مطلع شدم ؛ از اقدام به شكايت او پشيمانى حاصل نمودم .

پيوست سوم

براى سرباز و سوار استدعاى صدور حكمى كرده بودم كه سه دسته سرباز و 20 سوار همراه خودم و بنه باشد . مخصوصا در فهرست مطالبى كه وقت مأموريت به خاكپاى