تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
است به چهل هزار من گندم بيعى ، ولى خبر ندارى كه به زحمت دولت ، اين باقى از او وصول شد . در حقيقت ساعد السلطنه اين پول را داده است . قريب سى هزار تومان را چه خودش حواله گرفت و چه به توپچى و سوار فتح الملك حواله داد كه بروات مرا به او رد كردند و از خود او سند گرفتند . مجملا مفاصاى او ديروز كه سه‌شنبه ششم بود گذشت و در عمل جنس هم اگر تا آخر ، خبر عزل نرسد مىدهد ؛ اگر خبر رسيد ، يك من گندم يا يك دينار قيمت گندم را نخواهد داد . در معزولى من از نصير الملك و قشقائىها بيست هزار تومان ضرر دادم . خدا نيامرزد آن شخص را كه اين سه نفر را داخل معاملهء ديوان كرد . اما خود نصير الملك هزار تومان باقى در شكم فتح على خان نيريزى دارد كه پولش وصولى نيست . انتظار داريم چهار پنج روز ديگر وارد مسجد نو به همان سنت سنيهء سنواتى بشود . مسلم است در آن حالت نصير الملك غرامت او را نخواهد داد . مجملا اين كسرها و ضررها بسته به بقا و زوال است ؛ تا چه پيش آيد .

چهارشنبه 21 شعبان 1311 قمرى

هو فرزند جان كاغذهاى 28 جمادى الاخر ، هفتم رجب رسيد ؛ مطالبش معلوم شد ، جواب هرمطلبى را در طى يك صفحهء مخصوص نوشتم ، مطلع مىشويد . روز سه‌شنبه تلگراف رمز در باب جناب قوام الملك مخابره كردم ، البته رسيده است . كارهاى ما را اتصال بارندگى خراب كرد ، يعنى به تعويق انداخت . از جنس ابتياعى قدرى در محل باقى است كه نرسيده و نخواهد رسيد . از اقساط هم هركجا آدم مىفرستم ، در هرمنزلى سه چهار روز بارانگير مىشود . از اينجا به گله‌دار « 42 » و لار « 43 » ، بيست روزه خبر مىرود ، بيست روزه جواب مىرسد . نمىدانم تقدير خداوندى در كار هذه السنه چه چيز است ؛ خداوند عاقبت را خير كند . از بابت باقى كه سابق نوشته بودم ، 170 اصلا فرعا در محل است . در آن‌وقت الى حال ، به حوالهء قشون و هزار جرثقيل ، به قدر 50 وصول كردم ؛ امروز كه اين كاغذ را مىنويسم ، 120 ديگر در محل باقى دارم . قدرى از آن را به تفصيلى كه نوشته‌ام ، بار حواله و جابجا كردم تا بعد ببينم تتمه چه مىشود . مسلما جناب سعد الملك هم از دشتى و دشتستان تا آخر سال ده هزار تومان باقى محلى خواهد داشت . هرقدر سعى كنم ، تا آخر شعبان باز هردو باقى در محل داريم . جز فضل خداوند راه علاجى به نظر نمىآيد . توكلت على الله .
هامش
( 42 ) - گله‌دار نام يكى از دهستان‌هاى نه‌گانهء بخش كنگان شهرستان بوشهر و نيز نام ده مركز همين دهستان . ( 43 ) - لار نام يكى از شهرستان‌هاى هشت‌گانهء استان فارس و نام بخش مركز همان شهرستان .