تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
حاج سهام الملك حاجى خان است ، كه استدعاى درجهء سرهنگى كرده‌ام و حتى لباس رسمى براى او دوختم با نشان شير و خورشيد كلاه از خودم دادم . حالا در ميان اين احكام كه به يك پول نمىارزد ، حكم سرهنگى او نيست . نمىدانم از خجالت اين فقره چه كنم . اضطرارا ساير احكام را هم پنهان كرده و نداده‌ام ، تا چه شود .

پيوست ششم

جناب دبير الملك نوشته بود كه ، فرمانفرما احضار شده « 38 » و مىرود تبريز ؛ يك دو جاى ديگر هم تغيير خواهد كرد . به نظر من و اصحاب ، آن دو جا ، يكى لرستان و ديگرى عربستان است . اگر بناى برقرارى ما در فارس باشد ، بهترين شقوق آن است كه سرود يادمستان بيندازد « 39 » . پيشكش گزاف از قوام بگيرند و بروجرد و لرستان را به او بدهند ؛ خودش و هرچه اشرار دارد از قبيل خليلى « 40 » و كرانى و بيات همگى در آنجا مىتوانند تا يك سال مشغول باشند . از هرجهت استعداد اين كار را دارد ؛ هرچه هم باقى بياورد ، به سهل مىتوان گرفت و مىدهد . اگر اين‌طور باشد كه خودش در چنين مأموريتى باشد ، آمدن يك پسر هم براى املاك عيب ندارد . ولى ، تا آن پير كبير و اين جوان جلف در تهران هستند ، هركس حاكم فارس باشد ، خواب آسوده نمىكند . ديگر ما را خداوند حفظ فرموده است و به واسطهء فضل خداوندى ، اين اجزاء بىغل و غش براى من جمع شده كه هرسه خود را شريك در حكومت فارس مىدانند و نظم و پيشرفت را سبب بقاى خود مىشمارند . فرمانفرما خوب همسايه‌اى بود ، حيف بود ؛ واقعا دخلى به ساير امثالش نداشت . براى ورود او سوغات مىفرستم . آن همه علاقه را كه به اين زودى نمىتواند حركت بدهد . خوبىاش اين است كه اين شاهزاده‌ها در عزل و نصب هردو محترم و محفوظاند ؛ بر خلاف ما كه اگر خداى نخواسته امسال صداى عزل بلند شد ، علاوه بر رسوائى و افتضاح ، براى اغلب ، خطر جان از روز به روز تا ورود امين‌آباد « 41 » هست . مستجير بالله .

پيوست هفتم

عمل حاج نصر الله خان گذشت و باقى نقدى را پرداخت ، حالا باقى او منحصر
هامش
( 38 ) - در اين زمان عبد الحسين ميرزا فرمانفرما حاكم كرمان بود . ( 39 ) - سرود يادمستان دادن يا آوردن ، مثلى است رائج . در بيتى از نظامى گنجوى چنين مىخوانيم كه :بلا بر سر خود فرود آورند * كه بر ياد مستان سرود آورند( 40 ) - خليلى نام تيره‌ايست از بهمنى از شعبهء ليراوى از ايلات كهكيلويهء فارس . ( 41 ) - امين‌آباد نام دهى است از بخش ورامين شهرستان تهران .