دولت نيست . من هم كه در اين موارد عرض كنم ، حضرت اجل خيال مىفرمايند اعتراض در مصالح دولتى كردهام . ولى من وضع اين مردم را مىدانم و سالها است اين مردم را شناختهام .
شش ماه است اوقات من مصروف كار چهار پنج نفرى است كه جيره و مواجب زن قوام الملك را مىگيرند و به تحريك بعضى از آقايان در شاهچراغ نشسته ، اسباب اغتشاش و به اعتقاد خودشان اخلال نظم ولايت و مانع پيشرفت كار حكومت را فراهم مىآورند . يك همچون چيزى زحمت شش ماه ، بلكه شش ساله را هدر مىدهد .
پيوست دوم
حضرت و الا يك مدتى متصل شكايت از شرارت و دزدى طايفهء درهشورى « 5 » در خاك اصفهان مىكرد ؛ بعد از اينكه از كرهء كرند حاج ايلخانى مأيوس شد و ديد كار رضا خان و عرب و بهارلو « 6 » هم اينطور شد ، بعد حضرات درهشورى را تحريك فرمودند و خواستند و به اصفهان فرستادند در خانهء آقا نجفى بست نشسته على الاتصال به تهران شكايت مىنويسند كه ، ايلخانى ما را غارت كرده و مضروب را حبس نموده است . تفصيل سئوال و جواب را با شيخ نجفى در ملفوفجات نوشتهام ، مطلع مىشويد . ولايت فارس همينقدر آقايانى كه دارد كافى است ، ديگر آقا نجفى لازم ندارد . بهتر اين است كه ديوان جواب بگويد كه ، دولت نظام السلطنه را امين و عاقل و خيرخواه مىداند ؛ اگر كسى عرض حسابى دارد ، به خود او راجع كند ، هرچه مقتضى نظم ولايت و صلاح رعيت است معمول خواهد داشت .
فرامين امتيازات و مواجب اشخاصى كه در معركهء عرب دخيل بودند و خدمت كردند ، مراقبت كن كه زود به صحه برسند . من و سعد الملك از امتياز خودمان در كمال منت صرفنظر كرديم ؛ ولى اين مردم اگر به همان تفصيلى كه نوشتهام به مقصود نرسند ، تا آخر سال ديگر هيچكارى صورت نخواهد گرفت و پيشرفت نخواهد كرد .
ناخوشى و با از طرف ديلم و ريگ و برازجان و از آنجا به خشت و كمارج و كازرون سرايت كرده ؛ كازرون كه به كلى متفرق شدهاند . اگرچه در دشت ارژن قرنتينه ايجاد كردهايم ، ولى فايده نخواهد داشت ؛ خداوند تفضل كند . من كه ابدا واهمهاى ندارم ، ولى مردم عموما مشوش هستند .
هامش
( 5 ) - دره شورى يا دره شولى نام يكى از طوايف ايل قشقائى است .
( 6 ) - بهارلو نام يكى از ايلات خمسهء فارس است . ايلات خمسه عبارتند از : ايل اينانلو ، ايل باصرى ، ايل بهارلو ، ايل عرب ، ايل نفر .