و يا مكروه خاطر مبارك خودشان بشود ؛ ديگر آنكه چون مطالب را خلاصه مىكنند و بعرض مىرسانند ، همه مطلبى درست خاطرنشان نمىشود و جهات حسن و قبحش معلوم نمىگردد . اينگونه مطالب تكليف شما است كه در موقع مقتضى و مبسوط به عرض برسانيد . ولايتى مثل فارس كه هميشه محتاج به استعداد كلى از قورخانه و غيره بود ، بعد از انقلابات اين چند سال و جرى شدن تمام شهرى و بيرونى ، ايل و غير ايل ، امروز من تفنگ براى يك فوج و دويست سوار مىخواهم ، مقبول نمىافتد و راجع مىكنند به تفنگى كه حضرت اميركبير از فرنگستان خواستهاند . ولى نمىدانم چه قسم تفنگ است .
دانهاى هم 17 هزار قيمت دارد و هيچ فايدهاى براى اين صفحات ندارد . معلوم هم نيست كى خواهد رسيد . در صورتى كه براى خراسان كه امروز به واسطهء اتصال به خاك روس ، حكم بلاد فرنگستان را دارد و دو نفر با يكديگر نزاع و خصومت نمىكنند ، 4000 تفنگ و 200 بار قورخانه ذخيره مىشود . براى عربستان به توسط خودم تفنگ و فشنگ يك فوج و 200 سوار مرحمت شد كه حالا معلوم نيست چه شده و حكام بعد ، اسباب هواى نفس خود قرار دادهاند . فارس كه 5 برابر خراسان و عربستان ذخيره دارد ، با آن وضعى كه ديديد ، چرا بايد يك جزئى استدعاى من قبول نشود . فضل خداوندى و تقدير و تدبير و اقبال دولت و مساعدت بخت من ، كار به اين بزرگى را با مختصر اسباب پيش برد ؛ همه وقت اينطور نيست . اگر الوار و اتراك و اعراب باد به گوششان برساند كه از طرف دولت اندك تأخيرى در مساعدت من مىشود ، تمام اين زحمات هدر است و از هرگوشه رضا خانى « 3 » سر بيرون مىكند . اهل اين مملكت مردمانى نيستند كه از يك فقره و دو فقره عبرت بگيرند و متنبه بشوند . اعتقاد مرحوم نصر الله خان صاحب اختيار و مرحوم قاسم خان والى اين بود كه ، سياست اهل فارس براى همان يك نفرى كه سياست مىشود فايده دارد و بس ؛ آدمى را كه مىكشند ، رفيقش كه پهلوى او ايستاده است متنبه نمىشود .
مرحوم حاجى معتمد الدوله 800 نفر را بىجرم و تقصير و بدون اينكه استحقاق قتل داشته باشند كشت تا فارس صورت انتظامى بهم رسانيد ؛ آن هم به تصديق تمام مردم مثل امروز نبود . به حمد الله تعالى بدون مخارج گزافى كه از دولت مرحمت شود ، ولايتى را آسوده و منظم كردم كه رفع بدنامى دولت شده ؛ براى تفنگ و قورخانهء يك فوج و 200 سوار كه بهجز كرايه ، ضررى براى دولت ندارد ، سزاوار نيست كه مضايقه فرمايند . اگر همين چند تفنگ خودمان در دست سوار و سرباز نبود ، هيچكارى صورت نمىگرفت . معلوم است كار اسباب لازم دارد و بدون اسباب پيشرفت نمىكند . روز دوازدهم ماه ، سوار قزوين و سوار شاهسون را سان ديدم . اين چند عرب هم همراه حاج سهام الملك آمده بودند به تماشا . دو سه نفر از آنها به نوكرها گفته بودند كه ، ماها مقصر ديوان بوديم ، صاحب اختيار خون ما را بخشيد و حالا داوطلب هستيم كه بدست تمام
هامش
( 3 ) - مقصود رضا خان از سركردگان ايل عرب است . جهت اطلاع بيشتر به خاطرات حسين قلى خان مندرج در باب نخستين رجوع كنيد . اعتماد السلطنه نيز در روزنامهء خاطرات ( ص 1034 ) به تاريخ جمعه 19 صفر 1309 قمرى ، مىنويسد : « . . . باز از حوادث ديگر اين ايام ، اعدام رضا خان عرب ياغى شيراز است كه به حيله و تدبير نظام السلطنه گرفتار و كشته شد . »