تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
تبصره : اكثر نامه‌هاى اين فصل از شيراز به تهران فرستاده شده‌اند . نامه‌هاى نگاشته شده پس از عزل حسين قلى خان ( رمضان 1311 قمرى ) در طول راه شيراز - تهران نوشته و پست شده‌اند . اين تفاوت مكان ( سواى تذكار فوق ) در پانويس نامه‌هاى مزبور نيز توضيح داده خواهد شد . نبود توضيحى در اين باب ، دال بر نگارش نامه‌هاست در شيراز .

سه‌شنبه 15 ربيع الاول 1311 قمرى

هو فرزند مكرم من اين پست در پنج شهر حال از تهران بيرون آمده بود . با وجودى كه شما روز هفتم وارد شده بوديد ، فرصت نوشتن كاغذ نكرده بوديد ؛ حق داشتيد ، بعد از ورود اقلا يك هفته وقت براى تحرير نداشته‌ايد . من آنچه بايد بنويسم همان است كه در ملفوفجات دولتى نوشته‌ام و مطلع مىشوند . ايل عرب تمام ماليات خاكى مادى را پرداخت و از بند تيتكان « 1 » عبور كرد ، در كمال نظم . نواب حاج سهام - الملك را هم روز 22 اين ماه به طرف داراب « 2 » مىفرستند ، يكى به جهت بذر خالصجات كه هرطور هست به قدر 20 هزار من بذر زراعت كنند ؛ جهتش هم اين است كه اگر اين بذر زراعت نشود ، رعاياى خالصجات ، كلا بقاى سال را نداريم . معلوم است كه در اين حالت وضع سلوكش تغيير كلى خواهد داد ؛ اگرچه حالا هم به پيغامات محرمانه ، كسان جناب قوام الملك روزشماراند . نمىدانم چرا از تشريف‌فرمائى حضرت وليعهد به تهران ، تلگرافا خبر نداديد كه تكليف در باب عريضه‌نگارى معلوم شود . اعتقادم است كه تا وصول اين پست وارد تهران شده باشد ؛ از تلگرافى كه به نظم السلطنه زده بودند چنين برمىآيد . يك قبضه تفنگ دهن‌پر انگليسى اصل ممتاز نزد حاج اصغر است ، مطالبه و دريافت كنيد . البته اسب و تفنگ خواجهء حضرت و الا سالار السلطنه را تقديم و تحويل كرديد . پاره‌اى مطالب هست كه در طى رقعجات دولتى نمىنويسم ، به ملاحظهء يكى آن كه شايد حضرت صدارت عظمى به جهاتى مصلحت ندانند بعرض خاكپاى همايون برسانند
هامش
( 1 ) - تيتكان نام دهى از دهستان حومهء بخش مركزى شهرستان فسا . ( 2 ) - داراب نام يكى از بخش‌هاى چهارگانهء شهرستان فسا ، و همچنين قصبهء مركزى همين بخش .