تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
گله‌دار تعيين كردند . در سنهء 1282 كه باز در ركاب حسام السلطنه به فارس رفتم ، سه ماه بعد از ورود ، به حكومت گله‌دار و خاك . . . « 3 » مأمور شدم . بعد از مراجعت ، به حكومت كازرون و ممسنى . از اين دو حكومت به اصرار استعفا دادم ، زيرا كه به شغل تحريرات حضورى ، مايلتر بودم و در آن مقام ، راحت‌تر و محترمتر . در سال سوم و چهارم ، در شيراز و اسفار شاهزاده ، ملتزم ركاب و مشغول تحريرات مخصوص و وكالت اغلب حكام بودم و در اتاق‌هائى كه جنب و متصل به منزل خود شاهزاده بود ، منزل داشتم . ليلا و نهارا از آن منزل حتى به مهمانى هم خارج نمىشدم ، تا در ابتداى سنهء 1286 بعد از سيزده عيد ، خبر عزل شاهزاده و نصب ظل السلطان به پيشكارى حاجى محمد قلى خان آصف الدوله رسيد و روانهء تهران شديم .

ضميمهء ب پس رجعت از كربلا

از كربلا كه مراجعت كردم ، در اول ماه ذيحجه وارد عباسى شدم . در سفرى كه در خدمت حسام السلطنه به عباسى رفته بودم ، وقتىكه دريا طوفانى شد و خواستيم از كشتى بزرگ با جاليبوت به ساحل برسيم ، به واسطهء نبودن اسكله ، بيم غرق و هلاك بود . همان اوقات به واسطهء نبودن اسكله ، يك فروند كشتى خالى كمپانى تجارت نيكل را در لنگرگاه گذاشته بودند و اسم او را انبار قرار داده بودند ؛ كشتىهاى حامل مال التجاره ، به محض رسيدن لنگرگاه ، بارها را در جهاز انبار خالى مىكردند و مىرفتند . جهاز انبار در حين آرامى آب ، آن‌ها را به مدد كشتىهاى كوچك حمالى ، به ساحل مىفرستاد . و از آن طرف هم بارهائى كه بايد از خشكى به دريا حمل شود ، مىآوردند در كشتى انبار مهيا مىكردند تا كشتى حامل برسد و از آنجا صاحبان مال بروند تحويل نموده و حمل شود . بعد از ورود به عباسى ، به خيال افتادم كه ايجاد اسكله كنم . جزيرهء هرمز را ديده بودم كه سنگ‌هاى بزرگ در قلعه و بناها داشته و خراب شده ؛ به حاجى محمد حسن گفتم چند كشتى كوچك كرايه كرد و از آن سنگ‌ها به قدر پنج هزار كشتى كوچك حمل كردند . سبدهاى بزرگى كه از هندوستان شكر مىآوردند و هريك ظرفيت چهار خروار شكر دارد ، در بنادر زياد است ؛ خود آن‌ها « سله » مىگويند و از چوب خيزران بافته مىشود . سبدها را پر از خاك و ريگ كرديم و با ريسمان علفى كه از ليف خرما براى كشتىهاى عربى مىتابند بسيار قوى و محكم ، اين سله‌ها را بهم بستيم . وقتىكه دريا جزر كلى دارد ، در موقعى كه قمر ناقص النور است ، آن‌ها را به منتهاى جزر برديم و در آنجا گذاشتيم و پر از خاك و ريگ و خاشاك كرديم و آن‌ها را حائل آب قرار داديم . پشت آن‌ها را از سنگ‌هاى هرمز و آهك و خاكستر و شن ، مخلوطا ديوارى بنا گذاشتيم از عرض ، سى ذرع و طول كه اختيارى نبود ، در منتها درجهء جزر ،
هامش
( 3 ) - يك كلمه افتاده است .
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 328 | حسين قلى خان نظام السلطنه مافى / معصومه مافى و منصوره اتحاديه و سيروس سعدونيان و حميد رام پيشه