خاك محمره يك حمامى بنا كنيد ، پيشرفت نكرده است ؛ با حيات اولاد حاجى جابر خان و اين طوايف ، به چنين لفظى نمىتوان تفوه كرد . هركه آن سئوال و جواب را ملاحظه كند ، خدمت من بدبخت را به دولت و خيانت ديگران را مىفهمد . افسوس كه براى دولت ايران بود كه ابدا قدر ندانستند . با كمال دلتنگى رأى مرا امضاء كردند و حضرات مشترىها راضى بودند بيست هزار تومان به من و برادرم بدهند كه تصديق كنيم ، و تصديق نكرديم .
ضميمهء د ميرزا نصر الله نائينى
ميرزا نصر الله خان ، نائينى الاصل و از خانوادهء مرحوم حاجى محمد حسن درويش نائينى است كه در قصبهء مزبوره ، مقبرهء معتبرى دارد . مرحوم محمد اسماعيل خان نورى وكيل الملك به واسطهء ارادتى كه به مرحوم حاجى محمد حسن داشت ، در قراء بناى عمارت و گنبد و صحن گذاشت . در سنهء 1277 ميرزا نصر الله از شدت پريشانى ، به دار الخلافه براى اشتغال به كسب معاش آمده بود . جزئى خط و سوادى داشت . در آن سال مرحوم ميرزا سعيد خان وزير امور خارجه ، ميرزا ابراهيم خان را كارگزار آذربايجان كرده بود و مىخواست از تهران روانه شود ؛ طالب نويسندهاى براى ثبت نوشتجات شد كه سهل المؤنه و قانع باشد . حالا نظرم نيست كه واسطه و معرف ، كه بود . ميرزا نصر الله را بردند و قرار دادند ماهى بيست تومان مواجب بدهند و شام و ناهار و مال سوارى هم از دستگاه ميرزا ابراهيم خان داشته باشد . آن اوقات ، كارگزارى آذربايجان به جهات عديده ، معتبر بود ؛ از جمله ، نود هزار تومان مواجب و مخارج وزارت خارجه كه به خرج گمرك آذربايجان مىآمد ، در ادارهء اين مأمور بود . به هرحال ، ميرزا نصر الله رفت و تا حيات ميرزا ابراهيم خان ، در نزد او مشغول تحريرات و ثبت نوشتجات بود . بعد از فوت آن مرحوم ، به تهران آمد . در سنهء 1288 وقتى بود كه ميرزا عبد الوهاب نصير الدوله در نزد حاجى ميرزا حسين خان مشير الدوله كه صدر اعظم بود ، به منزلهء نيابت و تمام امور صدارت راجع به او بود . ميرزا نصر الله و جمعى از نويسندهها در خدمت ميرزا عبد الوهاب خان مشغول تحرير بودند : ميرزا مهدى فراهانى كه خيلى محترم و خانواده بود ، ميرزا محمد على رشتى از طايفهء حاجى ميرزا محمد على رشتى كه عاقبت نصر الملك شد ، ميرزا حسن كمال الدولهء تفرشى و ميرزا اسماعيل ترك . از همه پستتر به واسطهء بدى خط و هيأت ظاهر ، ميرزا نصر الله بود . چون كم داعيه و آرام و ملايم و مطيعتر بود ، ميرزا عبد الوهاب نصير الدوله براى او صد تومان مواجب و لقب خانى ، فرمان صادر كرده بود . بعد از معزولى سپهسالار اعظم از صدارت و وزارت خارجه ، آن دستگاه نصير الدوله برهم خورد و اين منشىها متفرق شدند . ميرزا سعيد خان كه از خراسان مراجعت كرد ، مجددا وزير امور خارجه شد . ميرزا نصر الله خان نتوانست با او راه برود . چون در مخالفت صدر اعظم ، خيانت و بىوفائى و با فرمانفرما موافقت كرد ، او را وزير لشكر كردند . با اين حالت