بيفزايند و علاوهء مقررى مؤيد الدوله نمايند .
3 - بعد از شكست مرو .
بعد از شكست قشون مرو كه حسام السلطنه از فارس احضار و براى رفع آن افتضاح مأمور خراسان شد و اغراض رجال دولت نگذاشت تلافى كند ، حشمت الدوله را حاكم يزد كردند و محمد اسماعيل خان نورى وكيل الملك حاكم كرمان بود .
از قضا جماز بلوچ آمد رباطات يزد ، حتى انارك را هم غارت كرد و رفت . حشمت الدوله به عرض دولت رساند كه ، چون حسام السلطنه با من عداوت دارد ، جلوگيرى از بلوچ نكرد ، اين وهن اتفاق افتاده ؛ و الا در اياب كه اين همه گوسفند و دواب همراه آنها بود ، سرحدداران قائن و طبس به سهولت مىتوانستند آنها را تماما گرفتار و اموال را استرداد كنند . حاكم طبس و قائن ، غفلت را به حكومت كرمان نسبت دادند و حاكم كرمان ، اين دو سرحددار را شريك در تجاوزات بلوچ نوشت . مقرر شد كه يك نفر آدم امين بىخيانت مطيع براى تعيين معابر بلوچ و نقشهء سرحد كرمان و طبس و قائن و بلوچستان برود . مرا مرحوم حسام السلطنه معين فرمود و اولياى دولت هم تصديق كردند . رفتم شش ماه تمام در ميان لوت و صحراهاى بىآبادى سيستان تارباطات يزد ، هر دو طرف را چه متعلق به كرمان و چه به قائن و طبس ، با سوارى شتر جماز و حمل آب و آذوقهء قوت لايموت ، گرديدم . نقشهء كل محل مسافرت را از شهر مشهد لغايت سيستان ، نوشتم به اسم و رسم و مسافت و حد فاصل ؛ در مراجعت ، دادم ميرزا باقر مهندس تبريزى در صفحهء بزرگى به قانون هندسه ، صحيح رسم كرد ، فرستادند تهران . دور نيست در كتابخانه يا خزانه ، مضبوط باشد .
در ديوان ، جميع دستخطهائى كه بايد شاهزاده بنويسد ، قدغن شد به خط من باشد .
با وجود آنكه مرحوم ميرزا عبد طبرى منشى باشى بود ، ابدا مداخله در اين كار و تحريرات مخصوص دار الخلافه نداشت .
رفع اختلاف در اين سفر ، نشان و حمايل سرتيپى سوم و صد تومان تفاوت مواجب مرحمت شد .
اهالى بلم كوجمه و ناحيهء در روى ، از محمد على خان حاكم گلهدار كه از خوانين خودشان بود ، تمكين نمىكردند و او هم تمام ماليات را به مصرف شخصى خود رسانيده بود . به علاوه ، محمد على خان كه كدخداى قريهء جم گلهدار بود ، با شيخ محمد حسين در گاهى كه يكى از بلوكات گلهدار است ، عداوت سابقه داشت و در آن سال براى مداخله در خريد دولتآباد و خالصهء واقعه در جنب درگاه ، جمعيتى به قدر هزار تفنگچى برد درگاه را خراب و ده نفر را مقتول كرد . خوانين دشتى به حمايت شيخ محمد حسين ، استعداد چهار پنج هزار جمعيت كردند كه بروند قريهء جم گلهدار را متصرف شوند .
چون من با خوانين و شيخ ، سابقهء موروثى داشتم و خوانين هم در آن سنه نسبت به نيابت - الاياله كه حاكم دشتى و دشتستان و بوشهر بود ، متمرد شده بودند ، مرا به حكومت