تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
و براى آن‌كه به شاه معلوم شود كه لشكركشى و تنبيه تركمان اختصاص به حسام السلطنه ندارد ، براى تجاوزات تركمانان يموت و گوكلان و نظم استراباد ، ترتيب قشونى دادند و سپهسالار مأمور به اين خدمت شد . در آن سفر سى هزار سواره و پياده و ده عرادهء توپ همراه تمام سوار و پيادهء خراسان - چنان‌كه در قضيهء قوچان به شرح رفت - ، به خراسان احضار شدند . و پاشا خان متصل اخبار مجعوله كه سپهسالار در پيشرفت كار و خدمات خود مىنوشت ، در حضور شاه جلوه مىداد ؛ تا كار آنجا را به صلح و گرفتن گرو و پيشكش سر و صورتى دادند و سپهسالار با قشون مراجعت كرد . در تاريخ قاجاريه ، هم رضا قلى خان و هم سپهر نوشته‌اند ، در وقتىكه رضا - قلى خان زعفرانلوى جوشانى ياغى بود ، حسين قلى خان پسر بزرگش در قلعهء استراباد با مرحوم وليعهد زد و خورد و مقاومت كرد . بعد از اين‌كه رضا قلى خان مستأصل شد و اطمينان دادند و آوردند ، حسين قلى خان پسرش را هم گرفتند و هردو را به تبريز فرستادند . سام خان پسر دوم او را هم كه داخل شرارت نشده بود ، به تهران آوردند ، حبس نظرى بود . پسرهاى ديگرش دو طبقه بودند . يزدان وردى خان و ابو الفضل خان از مادر سام خان و از نجباى طايفهء زعفرانلو بودند . امير حسين خان و امير كومه خان از دختر نجف قلى خان شادلو . سليمان خان افشار به واسطهء خصوصيتى كه محمد ولى خان پدرش با نجف قلى خان داشت ، در تهران ضامن اين دو برادر شده بود . داستان فرار آن‌ها در فتنهء سالارى جداگانه است . سليمان خان هم بدين واسطه چوب خورد و معزول شد . ولى سام خان درزى طلاب و متصوفه ، روزگارى با مرحوم منجم باشى گيلانى كه از متصوفهء عهد شاه مرحوم بود مىگذرانيد . رضا قلى خان در تبريز مرحوم شد و حسين قلى خان در حبس بود . در سنهء 1275 كه مرحوم حسام السلطنه حاكم فارس شد ، از تبريز فرار كرده به شيراز آمد و در اصطبل مرحوم حسام السلطنه متحصن شد . حسام السلطنه در دولت شفاعت كرد . ديگر آن اوقات با وجود استيلاى امير حسين خان در قوچان و امنيت خلقى در طبيعت خوانين خراسان ، احتمال تمرد در احدى نمىرفت . مقرر شد كه حسين قلى خان در خدمت شاهزاده باشد . تا بعد از شكست مرو كه به خراسان رفتيم ، دو قريه از املاك رضا قلى خان را كه در بلوك تبادكان بود ، به حكم مرحوم شاهزاده ، امير حسين خان براى مدد معاش حسين قلى خان واگذاشت . دو سه سال راحت در آن قرا مشغول شرب عرق و عيش بود . در آن موقعى كه سپهسالار اعظم به استراباد آمد و تمام استعداد ولايتى و دولتى خراسان و استعداد سرحدات را به استراباد خواستند ، مرحوم شاهزاده خبطى كرد ؛ در طى نوشتجات تهران نوشت ، چنان مىبينم كه عاقبت كار سپهسالار بر وفق دلخواه پيشرفت نكند و عاقبت كاسه و كوزه درب خانهء من بشكند و بگويند حسام السلطنه راضى نبود و اخلال كرد . از قضا امير حسين خان هم از شاهزاده دلتنگى داشت و در باطن با پاشا خان امين الملك ارسال و مرسول و تعارف و هديه داشت و همچنين حشمت الملك قائنى و امير حسين خان متصل بارخانه و پيشكش به استراباد مىفرستادند . اهل قوچان هم از امير حسين خان وحشت داشتند و روى دلى به طرف حسين قلى خان كرده بودند و بىخبر از شاهزاده با او مواضعه كرده بودند كه ، حالا سرحد خالى
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 324 | حسين قلى خان نظام السلطنه مافى / معصومه مافى و منصوره اتحاديه و سيروس سعدونيان و حميد رام پيشه