تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
و كار وجه بنائى را راه مىاندازم . جواب رسيد كه ، منظور ما وجه بنائى است . اگر كارى در شهر داريد ، باشيد . چون دانسته بود در تهيه هستند ، برخاست رفتيم بالاى تالار فوقانى . با كمال دلتنگى خوابيد . وزير مخصوص و مهندس الممالك و مخبر السلطنه متفرق شدند . به من گفت ، صندلى بگذار ، پهلوى نيم تخت خواب بنشين ، صحبت بدار . او در ميان چرت بود ؛ عرض كردم ، اگر اطمينانى دارى ، با كمال استغنا و قوت قلب ، بگو من بودجهء جمع و خرج را تصحيح مىكنم ، ولى چند شرط دارد . اول آن‌كه ميزانى و مأخذى براى خرج اعليحضرت مشخص شود . دوم آن‌كه كسانى كه در اين دولت مواجب و مرسوم برده‌اند ، با ساير طبقات امثال و اقران ، تساوى داشته باشند و در اداى ماليات ديوانى ، طبقات مختلفهء مردم به مساوات باشند . هرگاه اين شرايط را نمىپذيرند ، استعفا مىدهم . به شرط آن‌كه در داخله و خارجه ، به هرجائى كه خواسته باشم توقف و مسافرت كنم ، مجاز باشم . ولى اين مسئله را بدانيد كه سه ماه بعد از مراجعت از قم ، به شما عرض كردم تا عين الدوله صدر اعظم نشود ، تو را آسوده نمىگذارند . اگر حكيم الملك زنده و در پهلوى شاه بود ، عين الدوله به اين مقصود نمىرسيد . او را كه از حضور خارج كردند و مرحوم شد ، عين الدوله صدر اعظم شد . در شهر جمادى الثانى ، اول به توسط مشير الدوله پيغام كردند كه ، يا تعهد تعديل جمع و خرج و بودجه دولتى را بكن يا استعفاء بده . همان روز عصر من رفتم قيطريه ، ديدم در ميان باغ مىگردد . ميرزا محمد خان وكيل الدوله و علاء الملك هم بودند . در بين گردش گفتم ، چرا مطلبت را از من مخفى مىدارى ؟ خيالت چه چيز است ؟ گفت ، اين تكاليف را به من كرده‌اند كه اگر قبول نكنم ، استعفا بدهم . جواب دادم كه ، من عقيدهء خودم را حالا نمىگويم . اول به كلام الله استخاره بكن ، بعد من رأى خودم را عرض مىكنم . بعد از گردش زياد ، جمعى آمدند و من رفتم . فرداى آن روز قبل از آمدن مشير الدوله ، استخاره براى دادن استعفا كرده بود . آيهء استخاره اين است :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى . الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ . . . »
الى آخر . استعفا را نوشته ، همراه ميرزا عبد الله خان پسرش براى شاه فرستاده بود . در ميان همان عريضهء استعفا ، نوشته بود ، مشروط به اين‌كه خودم را اذن مسافرت مكه بدهيد . چون موسم حج طولى دارد ، مىروم در مصر و شام و بيت المقدس مىمانم تا موسم حج . پسرم و كسانم هم آسوده و محترم باشند . يك پسرم را كه ميرزا احمد خان است ، همراه مىبرم . مرخص كنيد مخبر السلطنه هم براى مصاحبت همراه من بيايد . همه را پذيرفته بودند . عين الدوله و سپهسالار و مشير الدوله به منتهاى آرزوى خود رسيدند و همچنين حسين پاشا خان امير بهادر كه از ابتداى عمر ، حليف عين الدوله بود .

اجلاس درباريان

رقعهء رسمى به تمام افراد طبقات نوكرهاى دولت از شاهزادگان و وزرا و اهل
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 314 | حسين قلى خان نظام السلطنه مافى / معصومه مافى و منصوره اتحاديه و سيروس سعدونيان و حميد رام پيشه