ناصر الدين شاه بود و از اين مبلغ هم اندوخته مىكرد . حالا ماهى بيست هزار تومان به سيد بحرينى ممرخانه مىدهيد . 24 هزار تومان به قائم مقام ميرزا عبد الرحيم خان ممرخانه مىدهيد . عين الدوله و زنش چهل هزار تومان مواجب مىبرند . دو كرور خرج بيوتات شده است . پسرهاى شاه نفرى 50 هزار تومان مواجب مىبرند . در سفر فرنگ ، ناصر الدين شاه سيصد هزار تومان خرج كرد ؛ شما چهار كرور خرج كرديد . 10 هزار تومان داديد سيمون باغبان برد از بمبئى طوطى و كاسكو و بز بمبئى خريد . من كدام را مىتوانم تعديل كنم ؟ سلطان على خان به طمع آنكه وزير دفتر بشود ، اين تحريكات را مىكرد . عين الدوله در لباس دوستى ، رفت به شاه عرض كرد كه ، اتابك مىگويد حكيم الملك وزير دربار نمىگذارد دل و دست من پى كار برود و مشغول اصلاحات بشوم .
در اين سال ، شاه را ملجاء كردند با آن علاقه و عشقى كه به وزير دربار داشت ، او را به حكومت گيلان فرستاد . حكيم الملك به باغ جنب اميريه ، درب دروازهء باغ شاه نقل مكان كرد و اتابك و تمام رجال را كه بنا بود مشايعت كنند ، مهمان كرد . مهمانى شايانى بود . چون عماراتش تمام نشده بود ، در چادرهائى كه از فرنگ آورده بود ، مهمانى داد .
بعد از ده روز رفت . عين الدوله و سپهسالار و سلطان على خان آسوده شدند . من به اتابك گفتم ، اگرچه حرف مرا معلل به غرض مىدانى ، ولى اين مرد كه رفت ، تو هم رفتنى هستى . گفت ، ساعتى زندگى بعد از ذلت و تبعيد ، بهتر از چند سال صدارت است .
بعد از رفتن او ، صدر اعظم به تهيهء خصوصيت با فرمانفرما افتاد . بهجت السلطنه نوكرش را كه حامل خلعت بود ، در وقت مرخصى ، به زيرزمين پارك خودش خواست و عكس خودش را براى فرمانفرما يادگار فرستاد و در ذيل آن نوشت ، اين يادگار براى دوست عزيزم فرمانفرما است ، اميدوارم به زودى صاحب عكس را ملاقات كند .
توطئه عليه صدر اعظم
حاجى كاظم ملك التجار آنجا بود ديد و همان وقت كه بعد از ناهار از آنجا رفت ، يكسر به منزل سپهسالار رفت و گفت ، فكر كار خودت را بكن كه در صدد آوردن فرمانفرما است . سپهسالار هم با برادرش در قلع و قمع اتابك همدست شد . مشير الدوله را هم كه با هروزير معزولى و منصوبى متحد بود ، او را به واسطهء وصلتى كه طرفين با علاء الدوله داشتند ، با خود متحد كردند . عين الدوله كه حاكم تهران بود ، ملاها را بر ضد اتابك تحريك كرد . حاجى اسد خان پسرزادهء امين الدولهء اصفهانى كه پسر عمهء عين الدوله بود ، آدم فرستادند و علماى كربلا را بر مخالفت شورانيدند . مسيونوز را يكى از وسايل قرار دادند كه ، اتابك دست تصرف او را به گمرك و پست ، مبسوط كرده و مسلمانها را از كار خارج و ارامنه را اجزاء قرار داده است ؛ به مردم فحش عرضى مىگويد و سالى دو كرو از گمرك به اتابك مىدهد . از اين طرف هم شاه را تحريك كرد كه ، پارسال تشريف برديد به فرنگ ، مزاجتان عليل شده است ؛ صدر اعظم را مجبور به چند كار كنيد . يكى آنكه مبلغى بر جمع بيفزايد و مبلغى از خرج بكاهد كه بودجهء جمع و