حضرات رفقاى ترك و عراقى هم قطع مراودهء با من كرده بودند ، جز گاهى مشير الدوله .
وزير همايون هم كه از كاشان آمد ، او هم اظهار خصوصيتى محرمانه و در پرده مىكرد .
معين الملك را هم اذن آمدن تهران داده بودند ؛ او هم به واسطه و بلاواسطه با من خصوصيتى داشت .
حسين قلى خان و ترتيب كار امين الدوله
من مشغول ترتيب كار امين الدوله بودم ، چه با حضرات علما و چه هريك از رجال كه به واسطهاى با من اظهار خصوصيت مىكردند . به كسى كه نتوانستم اين مطلب را بگويم ، منحصر به ميرزا محمد خان اقبال الدولهء كاشى بود ؛ زيرا از عراقى ، داخل جمع و خرج ، منحصر به اقبال الدوله بود . براى اين قضيه ، هيچيك از رجال همراهى نداشت ، جز حكيم الملك در باطن . وزير همايون هم به توسط من با امين الدوله مواضعه كرده بود . ولى سايرين ، همه انكار از امين الدوله داشتند . سپهسالار و عين الدوله با صدر اعظم متحد بودند . وزير عدليه حسين خان كاشى برادر اقبال الدوله هم با صدر اعظم بود .
مشير الدوله هم با صدر اعظم بود . فقط مخالفت منحصر به حكيم الملك بود . مشير السلطنه هم با صدر اعظم بود . سلطان على خان هم به اميد وزارت ماليه ، با صدر اعظم همراهى داشت . اين زمستان ، به همين دستهبندى و زد و خورد گذشت و من هم كارم فقط ملاقات صدر اعظم و گاهى مشير الدوله بود . من جانب الله ، با حكيم الملك ارتباط سابق حاصل نشد و بر من هم خيلى ناگوار بود كه آن حالت استقبال و تملق سابق او ، به اين استغنا تبديل شده است . در اين زمستان كه دستهبندى بود ، من به توسط بعضى علما سعى داشتم كه كار امين الدوله صورت بگيرد . بعد از اينكه سلطان على خان از وزارت ماليه مأيوس شد ، او هم با حكيم الملك اتفاق كرد . اقبال الدوله و وزير همايون و حكيم الملك و سلطان على خان و چند نفر از تركها ، اتفاقى داشتند ؛ ولى من بىخبر نبودم و هريك جداگانه مشورت مىكردند . حكيم در باطن به اعتقاد خودش ، بىمداخله و اطلاع من ، به معين الملك سر و سرى در ميان داشت و مىگفت ، براى امين الدوله كار مىكنم ؛ ولى من مىدانستم دروغ مىگويد ، زيرا كه چند مجلس ، وزير همايون را خواستيم كه در منزل من با معين الملك قول و قرار بدهند و طفره زد . به هرحال مطلب معلوم نبود . هريك منظورى داشت كه اتابك بترسد و با آنها راه برود و منظور آنها به عمل بيايد . صدر اعظم به استظهار عين الدوله و سپهسالار و مشير الدوله ، اعتنائى نمىكرد . هرقدر سيد بحرينى و معير الممالك سعى كردند بلكه با حكيم بسازد ، از اعتقاد راسخى كه به عين الدوله و سپهسالار و مشير الدوله داشت ، قبول نكرد . تمام اين زمستان تا برج حوت ، اين دستهبندى محكم بود و صدر اعظم در واقع يكى از معايب كارش ، حمايت از ميرزا محمد حسين وزير دفتر بود كه در زمينهء حمايت او بىاختيار بود .