خان قاجار دولو كه نوادهء محمد باقر خان بيگلربيگى سابق تهران است و ملقب به حاجب الدوله ، و آصف السلطنه پسر مهدى خان قاجار دولو كه برادر مادرى حاجب الدوله است ، و مرتضى خان صدق السلطنهء قاجار و مير حسن خان تفنگدار سابق .
اگر بخواهم شرح بدهم ، از درباريان بدون استثناء هركس از هرطبقه كه بودند ، از اين حالت بىبهره نبودند ، مثل سلطان عبد المجيد ميرزا عين الدوله و خود فرمانفرما و ميرزا محمود خان حكيم الملك و سلطان على خان يزدى . اغلب از دامادهاى شاه هم كسانى بودند كه داخل در آن مقام شده بودند ، مگر كسانى كه به آذربايجان نرفته بودند ، مثل پسر مخبر الدوله و پسر حسام الملك و سركشيكچى باشى و پسر امين الدوله .
هريك از اينها هم منفردا تصرف در خيال و عقايد شاه داشتند ، خاصه وقتى كه دو يا سه نفر اتفاق مىكردند . از همه بيشتر ، چند نفر بودند : عين الدوله و فرمانفرما و حكيم الملك .
سايرين به مناسبت وقت ، هرسه چهار نفرى ، اصحاب و اتباع يكى از اين دو سه نفر مىشدند .
اوايل ورود تهران و جلوس به تخت ، به ملاحظهء اينكه فرمانفرما با مردم تهران و رجال دولت خلطهء بيشتر داشت و صاحب ثروت بود ، و به احترام آنكه نوادهء نايب السلطنه و پسر فيروز ميرزا فرمانفرما است و از ابتدا با صدر اعظم طرف شده بود و اول هم صدر اعظم و هم عين الدوله را از مقام پيشكارى انداخت و به عنوان حكومت روانهء مازندران كرد ، مقام فرمانفرما بلند شد و طرف اعتناء و احتياج شاه و مردم شد .
سايرين ، معروف و مطلع از كار نبودند ، همه تابع و مطيع فرمانفرما شدند . از اهل عراق هم كسانى كه با فرمانفرما در عزل صدر اعظم متحد بودند از قبيل محمد حسين ميرزا و مشير الملك و دبير الملك و مطلق كاشىها و نظام الملك و شاهزادگان ، همگى متفق بودند .
ولى اصحاب خاص و طرف شور و محرم خلوت ، دو پسر فرخ خان امين الدوله و دو پسر ميرزا هاشم خان امين الدوله و حاج على قلى خان بختيارى بودند « 70 » . محمد حسين ميرزا ميرآخور سابق عين السلطان و مشير الدوله هم از دوستان خاص بودند . رفته رفته به واسطهء اغراض شخصى ، كه داراى شغل و مداخل شوند ، فرمانفرما را به دخالت در كار وزارت داخله واداشتند . اول به دستاويز آنكه امين الملك كه وزير ماليه بوده است ، گمرك و خزانه در دست او بوده و بايد حساب گمركات را بدهد . نظام الملك هم كه وزير دفتر شده بود ، با خانوادهء صدر اعظم عداوت داشت ، لهذا پسر آقا محمد على صراف را كه تحويلدار گمرك بود ، جلب كرد و لقب صديق السلطانى براى او گرفت .
وزارت در عهد ناصرى و مظفرى
اين نكته را بايد در اين موقع بنويسم كه ، در زمان شاه شهيد و سابق بر آن ، وزير ماليه در ايران معمول نبود ، فقط مستوفى الممالك بود . هروقت او خلع مىشد ، هر
هامش
( 70 ) - على قلى خان بختيارى در سال 1321 قمرى ، بعد از مرگ برادرش اسفنديار خان ملقب به سردار اسعد شد .