خان ناظم الدوله برادر نظام العلماى تبريزى كه به توسط صدر اعظم به اين مقام رسيده بود . حكومت اصفهان با ظل السلطان و حكومت يزد با جلال الدوله و حكومت كرمان با خود فرمانفرما و حكومت خمسه با مهدى قلى خان مجد الدوله و حكومت قزوين با آقا باقر اصفهانى سعد السلطنه و حكومت همدان با سلطان محمد ميرزا عضد الدوله و مازندران و گيلان با ميرزا احمد منشى باشى سابق شاه ملقب به مشير السلطنه كه اصلا نورى و ازادانى نور بود . سمنان و دامغان و شاهرود و بسطام و استراباد با وجيه الله ميرزا كه ملقب به امير خان سردار بود و كرمانشاهان و كردستان با زين العابدين خان قراگزلوى عاشقلو حسام الملك . حكام كه حالت طفره از كار و تنفر از معاشرت و مجالست مخبر الدوله و پيشرفت كار و شدت مراقبت فرمانفرما و مقبول القولى او را در حضور شاه ديدند ، تماما رجوعات خود را به او مىكردند و همچنين مطالب و عرايض متفرقه هم به توسط او صورت مىگرفت . در خلوت ، ميرزا محمود خان حكيم الملك و خان خان بصير السلطنه ناظم خلوت ، با او همدست بودند و از هرجا مداخلى مىكرد ، بايد يك ثلث ميان اين دو نفر تقسيم مىشد به طريق مثالثه كه دو قسمت به حكيم و ثلثى به بصير السلطنه .
شرح حال شاه و اطرافيان وى
در اين موقع لازم است كه بر خلاف شيوه و سيرهء خود در طرز نگارش و رعايت تقدس قلم ، صرفا براى ذكر حقيقت و عبرت و تنبه آيندگان ، شرح حال مظفر الدين شاه را بدون كم و زياد بنويسم . اين پادشاه از اول عمر ، ضعيف الرأى و بىتميز و بىكمال و متنفر از معاشرت عقلا و فضلا و اهل هنر بود . هر وزيرى كه از دربار براى پيشكارى تعيين مىشد و ناصر الدين شاه محرمانه تأكيد در راه رفتن با او مىكرد ، مفيد نبود و به دستيارى همين عملجات خاص ، اسباب خرابى و عزل آن وزير را به اقسام مختلف و اغلب اوقات به شورش خلق تبريز ، فراهم مىآوردند . سى و هفت سال مدت وليعهدى و توقف آذربايجان او طول كشيد . در اين مدت ، معدودى از نوكرهاى كاملش كه فى الجمله ملاحظهاى از آنها داشت ، از ميان رفتند و پسرهاى آنها و برادرهاى آنها كه همسن خودش بودند ، بىمانع ماندند .
يك دستهء ديگر هم ، از شدت ولع به اين اعمال ، از اهل آذربايجان جمع كرد كه تمام اوقات شبانه روز مشغول بودند و به هريك از اينها شغلى و منصبى و حكومتى دادند .
در اين اواخر كه امير نظام را معزول كردند و ميرزا عبد الرحيم خان پسر ميرزا احمد ملقب به قائم مقام پيشكار شد ، مانع مفقود و مقتضى موجود گرديد . عمدهء اجزاء محترم هم از طايفهء نظام العلما بودند : وكيل الملك برادر نظام العلما ، ناظم الدوله و دبير السلطنه پسر نظام العلما كه ميرزا نصر الله نام داشت و سعيد السلطنه پسر كوچكتر نظام العلما .
علاوه بر آنها ، خان خان است كه از ادنى آذربايجان و اول تفنگدار بود ، و حسين پاشا خان كه پسر محمد صادق قراباغى نوادهء حاج كاظم خان تفنگدار مرحوم نايب السلطنه كه به مقام قوللر آقاسى باشى رسيده و ملقب به امير بهادر شده بود ، و مصطفى خان پسر محمد رضا