تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
نوكرهاى بدبخت گرسنه‌ات را بپاداش خدمت و گرسنگى سى و هفت ساله ، داراى مال و شأن و عزت كنى . اين مرد اولا اقتدارى دارد كه نمىگذارد تو استيلاى سلطنت داشته باشى و مىخواهد خودت و نوكرهايت جيره‌خوار و مقهور دست او باشى كه هرساعت اراده كند ، تو را از سلطنت خلع كند . ثانيا جميع منافع و مداخل ايران را خودش و امين الملك برادرش ببرند . دامادش را وزير جنگ كرده است كه هرساعت بخواهد ، تو را خلع كند . به فوج سواد كوه كه قراول مخصوص تو و در ادارهء شخصى او هستند و حسين قلى خان پسر عمويش كه پدرزن امين الملك است سرتيپ آن‌ها است و اندرون و بيرون تو سپرده به اين فوج است ، دستور مىدهد و مىگيرد و حبس مىكند و مىگويد قابل سلطنت نيست . چون به واسطهء تجاهر در فسق ، علماى تهران و خارج هم دلتنگى دارند ، مىتوان از آن‌ها هم نوشتهء تصديق در عزل را گرفت . مشير الدوله شيخ محسن خان را هم كه به واسطهء انتساب با امين الدوله ، سابقهء دلتنگى از صدر اعظم داشت و مخبر الدوله وزير تلگراف را هم با خود همدست كردند . از قرار صورتى كه من بعد از ورود تهران در نزد فرمانفرما ديدم ، چهل هزار تومان خرج پيشرفت اين مقصود كرده بود ؛ حتى به زن‌هاى دلاله پول داده بود كه عريضجات و لايحه‌هاى مجعول به بهانهء فروش جواهر و غيره ، مىبردند اندرون در اتاق شاه مىانداختند . به فراش خلوت‌ها پول داده بود كه پاكت‌هاى مجعول روى ميز مىگذاشتند و در معبر مبال مىانداختند . در ميان پاكت‌ها يك پارچه مىگذاشت كه اهالى تهران نوشته بودند : « آباجى مظفر ! چون تو مردى ندارى ، چهارقد زنانه بر سر بكن . چهار روز ديگر ، صدر اعظم زنجير به گردن تو خواهد گذاشت ، در جائى حبس خواهد كرد يا خواهد كشت . »

عزل امين السلطان و تشكيل دولت جديد

مجملا با اين اسباب و هيأت اجتماع ، در جمادى الاولى سنهء 1314 دستخط عزل اتابك را به توسط ميرزا احمد خان علاء الدوله كه در زمان شاه شهيد پيشخدمت و رئيس سوار مهديه بود ، فرستادند . خود او خواهش كرد اذن بدهند برود به قم . چون با سفارت روس و انگليس هردو خصوصيتى داشت ، هر دو وزير مختار به حضور شاه رفتند و صريحا و رسما محفوظ بودن جان و مال و امنيت عيال او را اظهار كردند ؛ حتى حسين قلى خان نواب كه آن وقت در سفارت ، نايب شرقى انگليس بود ، با صدر اعظم تا قم رفت . در آن بينى كه مشغول اين كارها بودند ، چند دفعه فرمانفرما مرا دعوت به آمدن تهران به چاپارى براى وزارت داخله كرد . من چون اين عمل را بىثبات مىدانستم ، يك ماه در بروجرد به بهانهء تفريغ محاسبات ماندم و يك ماه در همدان و عرض راه معطل شدم ، تا اوايل شعبان به تهران رسيدم . از آمدن من كه مأيوسى حاصل كرد ، تقسيم ادارات را در ميان رفقا اين‌طور كرد : مخبر الدوله وزير داخله ، خودش وزير جنگ ، مشير الدوله وزير خارجه ، نظام الملك وزير ماليه ، ميرزا نصر الله خان شيرازى وزير رسائل ، ميرزا نصر الله خان نائينى وزير لشكر ، غلامحسين خان كاشى