شرافت افراد مخلوق روى زمين گرديد . پس بايد عبرت گيرند .
بههرحال پس از پانزده روز بيتوته در طائف به مكهء معظمه مراجعت نموده از حضرت شريف تشكر نموديم و چون از زيارت داخلهء كعبه مأيوس گشته بوديم ، بنده و رفيقم هريك به يك ثوب عبايى تبرك گشته حضرت شريف مخلع گشته به طرف بندر جده رهسپار و از آنجا با مساعدت آقاى حاجى احمد آقا به جانب بندر سوآكيم حركت نموده ، شتران تندرو و ملازمين مخصوص خود را دريافتيم و در مراجعت از طريق سواحل رود نيل به قاهره ورود نموديم ، كه اگر بخواهم شرح بيست و پنج روز سياحت خود را به رشتهء بيان آرم دفتر ديگر لازم خواهد بود .
چون زمان مدارس نزديك بود به پاريس مراجعت نموديم و در مدرسهء شبانه روزى وردو منزل گزيده و همهروزه به دروس مدرسهء عالى سانترال حاضر مىشدم .
خداوند جناب غفرانمآب ميرزا نظام مهندس الممالك را قرين رحمت خود فرمايد كه در امتحانات بنده مساعدت مىفرمود و دروس مرا تجديد مذاكره مى - نمود و مرا در پيش همسران سرافراز داشته غالبا در ميان سيصد شاگرد هميشه مرتبهء نه يا ده را دارا بودم و نمرهء ديپلم من يازده بود . اين را هم بايد گفت كه ممتحنين نسبت به طلاب خارجه چندان سختگيرى نمىكردند . اما خدا عالم است كه در اين سه سال مدرسهء سانترال چه بيخوابيها كشيدم و سختيها ديدم . امتحان آخرين من در مدرسهء مذكور در سال 1867 ميلادى بود .
همان سال بود كه ناصر الدين شاه نسبت به شاگردان و محصلين فرنگ بىلطف گشته امر نموده بود كه عموما به ايران مراجعت نمايند و قدغن اكيد گشت كه ديگر كسى به فرنگ شاگرد نفرستد . چرا كه يك يا دو نفر از شاگردان كه مراجعت نموده بودند مفاد « تشبه بقوم فهو منه » را در پايتخت اجرا داشته و آن پادشاه عمل آنها را منافى عقايد مسلمانى دانسته عموما را احضار فرمودند . با وجود اين تا سال 1870 ميلادى مطابق 1292 هجرى قمرى جسته جسته از خانوادهها شاگرد به فرنگ مىفرستادند . ليكن در سال 1292 هجرى كه ناصر الدين شاه بر حسب راهنمايى مرحوم حاجى ميرزا حسين خان سپهسالار اعظم عزيمت به فرنگ فرمود يكى از
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى
ص٨٣