تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
حسين خان سفير كبير اسلامبول را زينت‌افزاى اتاق خود نموده بود . به محض ورود قهوه خواست و بعد حكم ويس قنسولى خود را به بنده ارائه داد . چون ترديد نبود بنده هم بعضى سفارشنامه‌ها كه از مصر براى ما صادر كرده بودند - چه از طرف والاحضرت خديو و چه مرحوم گرانمايه قنسول ژنرال ايران در قاهره - و توصيه شده بود ، نشان دادم . حاجى احمد آقا ما را از روى آن نوشتجات شناخت و از محبت و احترامات فائقه دريغ ننمود و اظهار داشت كه هروقت ما بخواهيم به مكهء معظمه حركت نماييم او حاضر است كه با ما بيايد و مهمان او هستيم و دينارى نبايد خرج بكنيم . قبول اين دعوت بر من و رفيقم خيلى شاق آمد . ليكن مقتضى ادب اين بود كه ساكت بمانيم و با يك زبان ادبى از او خواهش نماييم كه مخارج ما را به عهدهء خودمان واگذار نمايد . چرا كه نه من و نه رفيقم محتاج كمك نبوديم با وجود اين با منتهاى اكراه قبول نمود . ليكن در هرموقع خيلى با ملاحظه بود و از او خواهش كرديم كه هرچه زودتر ما را به شهر مكه راهنمايى و نمايندگى نمايد . حاجى احمد آقا اظهار داشت كه در جده كالسكه يافت نشود و اسب هم خيلى به ندرت ديده مىشود . ليكن شتر و الاغ راهوار موجود مىباشد . و الاغ‌سوارى براى رفيقم موجب وجد گرديد و حاجى احمد آقا قواص خود را براى تهيهء الاغها فرستاد ( مأمورين استخدام اشخاص رسمى را قواص نامند كه از طرف دولت به اسم قراول احترام مىفرستند - مؤلف ) . ساعتى نگذشت چهار يغفور سفيد آوردند و ما سوار شديم و يكى را هم قواص سوار شد و خورجين ما را كه از قاهره تهيه گشته بود به روى سوارى خود انداخت . گويا هشت يا ده ساعت طول كشيد تا بدان شهر مقدس - پاسى از شب گذشته - رسيديم و چون آن اوقات در فصل تابستان بود و در اماكن نزديك به خط استوا شب و روز تقريبا در چهار فصل سال متساوى است . حاجى احمد آقا در خانه‌اى ما را منزل داد ( خانه‌هاى مكه را غالبا دو مرتبه يا سه مرتبه مىسازند و خانهء يك مرتبه كم است و هواى مكه چندان گرم نيست . چرا كه به واسطهء قرب به دريا هرچند روز يك بار باران مىبارد و بعد از باران هوا ملايم است . كوچه‌ها بسيار تنگ است ) . حاجى احمد آقا يك روز بعد از ورود ما را به