تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
داده و او را بايد پايه‌گذار سوارنظام ارتش نوين ايران دانست و به همين علل مورد توجه فرماندهان روسى قزاقخانه قرار گرفت « 1 » . در سال 1293 شمسى برابر 1914 ميلادى به درجهء سلطانى نائل گرديد . بقيهء ترفيعات نظامى خود را تا درجهء سرهنگى قبل از كودتاى 1299 شمسى پيمود . در سال 1335 هجرى قمرى برابر 1294 شمسى به منظور قدردانى از سعى و كوشش در انجام آموزش واحد سوارنظام ديويزيون قزاق بنا به پيشنهاد وزارت جنگ به فرمان احمد شاه به لقب حصن الدوله ملقب شد و طبق تصويب وزارت معارف وقت به يك قطعه نشان طلاى علمى درجه 1 با حمايل مفتخر گرديد . مرحوم هادى خان حصن الدوله مردى بىنهايت احساساتى و معتقد به آداب و رسوم دينى و ميهن‌پرست به معنى حقيقى و درستكار و در خدمت شديدا باانضباط و پاىبند مقررات نظامى بود . در همين سال 1294 شمسى با صبيهء مرحوم ميرزا ابو تراب خان نظم الدوله خواجه نورى كه از عموزاده‌هاى مرحوم ميرزا آقا خان صدراعظم نورى بود و با مرحومه مادرم نسبت داشت ازدواج نمود . مرحوم نظم الدوله بعد از شهادت اميركبير سالها رئيس نظميهء طهران بود و حتى به علت طول مدت رياست نظميه به فرمان ناصر الدين شاه به او لقب نظم الدوله داده شده بود . از او سه دختر و يك پسر باقى ماند دختر بزرگ او خانم عفت الملوك خواجه نورى عيال مرحوم اعظم الملك نوه نظام الملك اول و دختر سوم مرحومه شوكت الملوك عيال مرحوم سرلشكر هادى شقاقى بودند . اين دو دختر در شباب جوانى بسيار خوب تحصيل كرده و روشن فكر واقعى و از بهترين و باهوش‌ترين شاگردان مرحوم كمال الملك غفارى نقاش هنرمند و مشهور معاصر ايران بودند . از اوان كودكى كه من بيش از هفت سال نداشتم هميشه خانم برادرم نسبت به من لطف و محبت داشت خوب به ياد دارم كه اين زن چقدر مبادى الآداب باهوش و زيبا و خوش‌فكر و طبع شعردار و خوش‌حرف بود و زبان فرانسه را به خوبى مىدانست . چون هيچوقت غيبت كسى را از قوم و خويش و غريبه نمىكرد و مثل يك انسان واقعى نسبت به همه مهربان و خوبى و خوشبختى همه را آرزو مىكرد . بسيار مجلس‌آرا و از معاشرت با خويشان و آشنايان خود لذت مىبرد . هميشه با خانواده‌هاى اعيان و اشراف و همكاران همسرش به طرز بامحبتى پذيرايى مىكرد . چون زنى فاضل و منور الفكر و از
هامش
( 1 ) در يكى از نامه‌هايى كه برادر شهيدم محمد على خان در سال 1911 ميلادى برابر 1289 شمسى جهت ادامهء تحصيل به پاريس اعزام شده بود ( شرح زندگى و طرز شهادت او را بعدا خواهيم نوشت ) براى مرحوم ممتحن الدوله پدرش نوشته و نزد اينجانب موجود است نقل قول كرده كه تمام همدوره‌هاى مدرسهء افسرى سن‌سير و سمور هادى خان خيلى از ورود او به ديويزيون قزاق عصبانى بوده و اعتراض كرده و او را خائن به وطن و همكار با دشمنان ايران و مستبدين دانسته‌اند زيرا عقيده داشتند فرماندهان ديويزيون قزاق عامل استبداد و استعمارگران روسيهء تزارى هستند .