تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
مقاصد استعمارى بود و تمام و كمال حامى جدى سلاطين مستبد قاجاريه و تاج و تخت آن سلسله بود و به نام پادشاه هرنوع فجايع و شرارت و خودسرى در تهران مىنمودند . بطورى كه محمد على - شاه پس از بمباردمان مجلس به كلنل لياخوف مىگفت « شما سلطنت مرا نجات داديد » اين موضوع را بايد يادآور شد كه فرماندهان بريگاد قزاق در ايران هميشه چنين وانمود مىكردند كه به ارتش روسيهء تزارى آن‌زمان بود . فرمانده بريگاد قزاق طبق تعليماتى كه به او داده بودند تمام كارهاى نظامى يا سياسى يا اجتماعى كه انجام مىشد گزارشات خود را مستقيما به سفارت روس در تهران مىداد . در آن سالها سفير روسيهء تزارى در تهران هارتويك و معاون او سرژماركوويچ شاپشال بود . « همين دو نفر عامل سياسى روسيه تشكيل‌دهندگان و مشوقين محمد على شاه براى ضديت با مشروطه‌خواهان و مسبب كودتاى 1908 ميلادى برابر 1287 او شدند و بر اثر راهنمايى آنها بود كه محمد على شاه مجلس شوراى ملى را بمباردمان نموده عده‌اى از مشروطه - خواهان را در باغ شاه به قتل رسانيد . » بريگاد قزاق در 1910 ميلادى برابر 1289 شمسى كامل‌تر شد و به ديويزيون قزاق مبدل گرديد . فرماندهان روسى قزاق براى تربيت افسران و درجه‌داران ايرانى سه مؤسسهء آموزشى در محوطهء قزاقخانه ، يكى بنام كادتسكى كرپوس
Kadetskiy korpous
يعنى مدرسهء ابتدائى نظامى - دومى به نام اوچبنى كماندار
Outchebnaya Comanda
يعنى مدرسه گروهبانى و سومى بنام ويچاياواينا اشكولا
Vischaya Voyennaya Chkola
يعنى مدرسهء افسرى در همان عمارت سه طبقه كه در فوق گفته شد تأسيس و تشكيل دادند . محل تعليمات نظامى محصلين اين مدارس و نفرات قزاق در محوطهء ميدان مشق كه بعدا باغ ملى و اكنون محوطهء و ساختمانهاى دژبانى كل نيروى زمينى ، باشگاه افسران ، وزارت امور خارجه ، موزه ايران باستان ، شهربانى كل كشور ، بانك سپه و ثبت اسناد كل كشور و غيره در آن ساخته شده است بود . در زمان سلطنت شاهنشاه فقيد رضا شاه كبير ساختمان درب جنوبى بناى بزرگ با عظمتى ساخته شد به نام درب ورود باغ ملى و مدتى هم در سر درب آن نقاره ميزدند . ( ح . ش ) مرحوم هادى خان چون به ايران بازگشت و زبان روسى را خوب مىدانست در هنگ سوار قزاق كه سالها بود از تأسيس ديويزيون قزاق مىگذشت مشغول خدمت شد . تشكيلات ژاندارمرى كل كشور هم به وسيلهء صاحب‌منصبان مستشار سوئدى داده شده بود ولى اوضاع اجتماعى و وضعيت سياسى مملكت در حقيقت دريد قدرت دو همسايهء شمالى و جنوبى يعنى دولت روسيهء تزارى و دولت امپراتورى انگلستان بود كه ايران را طبق قرارداد 1907 ميلادى به دو منطقهء نفوذ و تحت الحمايهء خود كرده و عامل اجرائى آنها ديويزيون قزاق و تشكيلات پليس جنوب بود . كليهء امور ديويزيون قزاق كه در حقيقت قشون رسمى ايران محسوب مىشد تحت فرماندهى صاحبمنصبان روسى تزارى كه با همان لباس قزاقى كه عبارت از پيراهن سفيد يا مشگى يقه‌دار در زير و قبايى به نام چركزى كه در روى دو طرف سينه هرطرف جاى هشت فشنگ بلند به اندازهء 8 سانتيمتر دوخته شده و شلوار گاليفه به رنگ سرمه يا قرمز و چكمه با ساق نرم و كمربند روى چركزى به پهناى يكى دو سانتيمتر كه يك قداره با جلد و دستهء چرمى يا نقره و يك شمشير با بند و حمايل عليحده به كمر مىبستند و كلاهى از پوست سفيد يا مشگى با نشان شير و خورشيد وسط آن به سر داشتند بود ، با همان انضباط خشك و مقررات