برد و در هرصورت براى جلب منافع و معاملات غير مشروع خود احاطه پيدا كرد و در نتيجهء اين معاملات خانه و دكاكين مرحوم ساعد الدوله را ببرد و حتى از گماشتگان خود سركار ولى خان سرتيپ كه بعدها به منصب امير تومانى و به لقب نصر السلطنه ممتاز گرديد درك منافع بيشمار مىنمود و اگر پرندهاى از صدر خانهء جناب نصر السلطنه عبور مىكرد بايستى هديه و تعارفى به آقاى شوكت بدهد و الا بالش مىسوخت . چنان كه يك ميرزاى يك لايى كه سرمايهاى بهجز مختصر اطلاع از نظم و نثر و شعر در چنته نداشت اينك صاحب املاك و خيار و عقار بسيار گرديده و سى هزار تومان سى هزار تومان پسرش مثل شاهزادهها خراجى مىكرد .
در صورتى كه قبل از مجالست با سركار نصر السلطنه بيش از يك خانهء دويست تومانى واقع در نزديكى سيد اسمعيل در وسط شهر بيش نداشت و آن را هم مرحوم محمد آقاى سرتيپ برادر حاجى شيخ محسن خان مشير الدوله پدرزنش براى او خريدارى نموده بود و با ماهى شصت تومان شهريهء سفارت عثمانى نمىتوان صاحب املاك فراوان و سيصد هزار تومان مكنت در آنزمان گرديد .
اينها راه زندگى و ثروتمند شدن را پيدا كرده بودند نه من مهندس معمار تحصيلكردهء فرنگ . چنان كه پس از فوتش با اينكه پسرش مبالغ گزاف متجاوز از پنجاه هزار تومان آنروز پول نقد به مصرف رسانده بود كه در حقيقت مديون باختن در قمار چنين پولى شده بود ، مع ذالك پس از فوتش قريب يكصد هزار تومان وجه نقد در ميان وراث او تقسيم گشت و بيش از دويست هزار تومان ملك براى ورثهء خود گذارد و تمام اين مكنت از قبل سركار نصر السلطنه به او عايد گشته بود و حال آنكه در به دو عمر و جوانى اگرچه صباحبمنظرى داشت و اهل اصفهان بود كه به طهران آمده در حوزهء مشق مرحوم ميرزا جواد خوشنويس ساكن مدرسهء دار الشفا حاضر مىشد و طرف مجالست مرحوم ميرزا مهدى خان همدانى منشى وزارت خارجه واقع گشته و پس از فوت ميرزا محمد على منشى سفارت عثمانى و به توسط اين شخص به سفارت مزبور معرفى گرديد و ناظم افندى كه شارژ دافرى سفارت عثمانى كه طبعش سرد و گرفتار مرض مرحوم ميرزا مهدى خان بود وى را در سفارت پذيرفته و به جاى مرحوم ميرزا على محمد برگماشت و پس از چندى مصاهرت مرحوم محمد آقا
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى
ص٢٦٨