مختلف در طهران داده مىشد و به منظور تشويق من در مورد اين خدمت كه بعضى اوقات بسيار ناراحتكننده بود و بر ضد عقايدم بود حضرت وزير مبلغ دويست تومان اضافه مواجب و نشان سرتيپى به من عطا كردند .
ضمنا چون هيئت و تشكيلات وزارت خارجه بىترتيب و خارج از وضع صحيح ادارى بود طبق تصويب وزير ، اداره نمودن و تنظيم تشكيلات و تأسيس و مقررات لباس مخصوص براى هرمقامى در وزارت خارجه با نظر ميرزا جواد خان به من رجوع گرديد و ما دو نفر پس از مشورتهاى بسيار وزارت خارجه را به ادارات مختلفه تقسيم نموده و لباس مخصوص براى هرمقامى معين گشت ، پس از طرحريزى اين تشكيلات و لباسها و انجام خدمت و تصويب وزير آقاى ميرزا جواد خان را براى وزيرمختارى اطريش نامزد فرمود و قنسول ژنرالى تفليس را به من وعده دادند و هميشه در اين رشته و در اين مورد به ما كار رجوع مىفرمود كه براى اطلاع از روابط در آن روال خدمت كنيم و با بصيرت به موقع به مأموريت معينه عزيمت نماييم .
مرگ ميرزا سعيد خان
بدبختانه حضرت وزير سخت مريض گشت و كارهاى ما معطل بماند . چون من در حضرت وزير محرميتى پيدا كرده بودم به منزل او رفت و آمد داشتم ، چنان كه مرحوم حكيمباشى طولوزان و مرحوم حاجى سيد رضى حكيمباشى از طرف ناصر الدين شاه مأمور به معالجهء او گشتند و به انتخاب شخص ميرزا سعيد خان اين بنده مأمور مراقبت مريض شدم . اطباء فوق الذكر متفقا نظر دادند كه آن مرحوم شراب بنوشند و از طرف شاه مأمور مخصوص حاضر گشت كه حتما شراب به ايشان نوشانده شود .
تامسن صاحب وزيرمختار انگليس يك صندوق شراب برد و براى وزير تقديم نمود .
ولى حضرت وزير دخول اين صندوق مشروب را به خانهء خود تجويز و تصويب ننمود و آن صندوق را به خانهء من فرستادند كه من همه روزهء به اندازهء يك گيلاس شراب قبل از ناهار و شام به ايشان بنوشانم و بدينجهت مجبورا دقيقهاى از حال ايشان منفك نبودم .
مقايسهء بيسمارك و ميرزا سعيد خان
به خاطر دارم روزى بعد از ناهار در خدمتش نشسته بودم در ضمن صحبت اظهار