بود و ما بين ايشان و مرحوم عليقلى خان مخبر الدوله كدورت شديد رخ داده بود و با اينكه مرحوم مجد الملك نظر به خصوصيت با مرحوم حاجى ميرزا جبار ناظم مهام خارجه آذربايجان پدر ميرزا جواد خان ، ميان افتاده دختر مرحوم مخبر الدوله را براى ميرزا جواد خان عقد بست اين وصلت متأسفانه بر كدورتهاى قبلى افزود .
ميرزا جواد خان ( سعد الدوله ) در همسايگى مخبر الدوله باغچهاى خريدارى و بناى عمارتى نهاد « 1 » . و مرحوم ميرزا محمد على خان منشىباشى ( مرحوم اعتضاد السلطنه ) باعث تجديد دوستى و مراوده و آشنايى نزديكتر بنده با ميرزا جواد خان گشته و با خواهش و تمنا طراحى و نقشهء ساختمان عمارت خود را از بنده خواستند كه با حسن سليقه در همين باغچه ساخته شد و پلههاى ورودى عمارت به نمونهء پلهء عمارت امين الدوله طرحريزى و ساخته شد و بعلاوه صنعت و هنر پله معلق را با كمال خوبى و دقت در اين عمارت به كار بردم كه تاكنون در هيچ ساختمان سلطنتى و دولتى و اشخاص در جايى نساخته يعنى طرح نقشه و ساختن آن را نمىدانستند . در عمارات كامرانيهء شميران متعلق به حضرت و الا كامران ميرزا نايب السلطنه خواستهاند اين نوع پله بسازند اما نتوانستهاند صحيحا از عهده برآيند و خراب شد . نظر به اين خصوصيتها با ميرزا جواد خان سعد الدوله و دشمنيها كه از طرف مخبر الدوله و كسانش نسبت به او ( به گفتهء خودش ) مىشد در خانه منزوى گرديده بود .
بازگشت ميرزا سعيد خان
هنگامى كه مرحوم ميرزا سعيد خان به چهار فرسخى طهران يعنى خاتونآباد رسيد ، بنده بر ميرزا جواد خان ورود نمودم و ايشان را بر آن داشتم كه از مرحوم وزير استقبال نمايد و خود را به او نزديك نمايد تا از شر دشمنان خود ( به عقيدهء خودش ) مصون بوده و برهند و او هم اين پيشنهاد و راهنمايى مرا پذيرفت و همانروز كالسكهاى كه از فرانسه هنگام مأموريت و تماشاى اكسپوزيسيون « 2 » پاريس ( 1867 ) آورده بود آماده نموده بستند و متفقا سوار شديم و به استقبال آن مرد بزرگ رفتيم .
وقتى به محل موعود رسيديم كه كالسكهء حامل مرحوم ميرزا سعيد خان در شرف
هامش
( 1 ) - ميدان مخبر الدوله ( ش )
( 2 ) -Exposition De Paris 1867