تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
گفتم پس از اين مذاكرات آن مرحوم آن مبلغ وجه نقد و اسب را به من بخشيده و من فى المجلس به سيد بخشيدم . از اين قبيل كارها خيلى مىنمود و در سال مبلغى به زنهاى بيوهء يتيم‌دار و اشخاص مريض معلول و معيوب كمك و انفاق مىكرد . مرحوم نريمان خان برادر جهانگير خان حاتم طايى عصر خود بود كه داخل حوزهء ديپلماتيك بود و چند سفر و مأموريت با سفراى كبار به ممالك خارجه رفته بود . در زمان سفارت پاريس مرحوم حاجى ميرزا حسين خان سپهسالار نيابت سفارت يافت . چون اندامى ورزيده ، بلندبالا و صباحت‌منظر داشت دختر بيوهء باروتچى باشى كه از ارامنهء بسيار متمول عثمانى بود و داراى سيصد هزار ليرهء انگليسى ثروت بود عاشق نريمان خان و عيال او گشت . نريمان خان از طرف پدر و داييها كه يكى منوچهر خان معتمد الدوله ثانى و خسرو خان سردار گرجى بودند ارث و مكنتى هم به او رسيده بود و ثروت عيالش هم اضافه شده بود . چون مردى سخى الطبع بود تمام تمول و مكنت را در مواقع مختلف چه براى نام نيك و چه براى افتخار و سربلندى دولت ايران خرج و بذل مىكرد و تقريبا متجاوز از چهار كرور تومان چه به فقرا و مستمندان بخشيد چه خود خرج و صرف نمود چه مهمانيهاى عالى مىنمود . در حقيقت شش فقره ارث بزرگ كه به او رسيده بود به رايگان از دست داد . حتى ارثى كه از جهانگير خان وزير صنايع به او رسيد به كلى خرج كرد . در اواخر عمر آنقدر مفلس شده بود كه كارش به فروش نشانهاى قيمتىاش كشيد . چون سالها در اروپا در دربار اطريش وزيرمختار بود بعضى از فرامين جعلى از او به دست آمد و از مأموريت و سفارت منفصل گشت و بالاخره در بلژيك بمرد و در حالى كه از براى مخارج كفن و دفن چيزى در بساط و پول موجود نداشت ، آقاى مستوفى الممالك ( ميرزا يوسف خان ) كه در آن‌زمان در بلژيك بود آن مخارج را متكفل گرديد . عيال بيچاره‌اش با كمك و امداد اقوام زندگى مىنمود . يك دخترش داخل صنف تارك دنياها گرديد و دختر ديگرش را كه در نقاشى و صورت‌كشى مهارت تامه و كامل داشت ميرزا محمد كمال الملك برادرزادهء صنيع الملك كاشانى در پاريس عقد