فراش خلوت و آقا محمد تقى آبدار ( برادرزن آقا ابراهيم ) معروف به آقادايى و غيره همهروزه در اين دكان چاى صبح را مىخوردند و در كارهاى خدمتى راجع به خودشان مشاوره مىنمودند .
محمد حسن در اين دكان با مرحوم آقا ابراهيم آشنا گشته طرح دوستى و خصوصيتى انداخت و گاهى اوقات بعضى اشياء ارسالى برادر را به توسط او به خدمت شاه و درباريان مىفرستاد و به قيمت گزاف مىفروخت و از قيمتهاى مأخوذه پانزده يا بيست درصد به آقا ابراهيم مىپرداخت و كمكم خود را در پيشگاه آن پادشاه بسيار امين به قلم آورده بود و بعضى اوقات شيرينكاريها به خرج مىداد .
مثل اينكه خرده زغالهاى مصرفى آبدارخانه را جمعآورى نموده به فروش مىرسانيد و در سال يك يا دو تومان تقديم دربار مىكرد و اظهار مىنمود كه من راضى به اتلاف ماليهء پادشاه نمىباشم .
پس از چند سال اين اقدام او مورد تمجيد غايبانهء همكاران او و جالسين دكان واقع شد و بالاخره مقام صاحبجمعى شترخانه و قاطرخانه پادشاهى يافت . يعنى پس از خردهگيريها به كارهاى محمد على خان صاحبجمع كه از خانوادهء نجيبى بود رسيد . مثل اينكه مكرر سنگ به سم قاطر سوارى خودش كه از قاطرخانه براى حمل آبدارى به او مىدادند كه به شكارگاه برود ، مىگذاشت كه قاطر بلنگد و مخصوصا از جلوى شاه عبور مىكرد كه لنگيدن قاطر را بنماياند و از اين قبيل آنتريك و شرجوييها مىكرد . تا اينكه موفق گشت قاطرهاى آبدارى را از قاطرخانه مجزا بدارد و بعد از چند ماه قاطرها را آراسته از نظر شاه مىگذراند و به اين حيله بالاخره رياست قاطرخانه و شترخانه يافت و هم آبدارباشى گشت و كليهء آبدارهاى قديمى را هريك به اتهامى بيرون كرده و بجاى آنها كسان خود را گماشت .
در اين اوقات كه سال 1290 هجرى قمرى مطابق 1250 شمسى بود ، دوست محمد خان معير الممالك كه يكى از برگزيدگان و صاحب اعتباران درگاه ناصر الدين شاه بود متصدى چندين خدمت از جمله وزارت خزانه و رياست ضرابخانههاى كل ممالك محروسهء ايران داشت . يعنى در هرشهرى ضرابخانهاى داير نموده بود كه از آن جمله شهرهاى تهران - همدان - كرمانشاهان - شيراز - يزد - كرمان - رشت - مشهد مقدس
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى
ص١٠٥