فرمان شاهنشاه سلطان را مسبوق نمود و سلطان امر نمود كه آقا محمد كلون فورا اسلامبول را ترك نموده به بندر طرابوزان برود و از آنجا مأموريت خود را به بابعالى اعلام دارد و ملبس به لباس ايرانى با تشريفات لازمه مطابق حقوق معمولهء بين المللى به پايتخت ورود نمايد و تمام ايرانيان با لباسهاى معمول مملكتى خود پيشباز نمايند .
اين بود كه محمد خان كلون مذاكرات خود را با سلطان به هيئت تجار ايرانى بازگو كرده ، بفوريت عازم طرابوزان و از آنجا مأموريت خود را به بابعالى ابلاغ نمود و به عرض سلطان رساندند و اوامر سلطان صادر گرديد كه معزىاليه را با تشريفات معمولهء رسمى سفرا و مصلحتگزاران به اسلامبول ورود دهند و عموم تجار تبعهء ايران با لباسهاى فاخر پذيرايى پيشباز شايان و مجللى از او نمودند . اول اقدامى كه از طرف تجار به عمل آمد ، ابتياع و تعمير عمارتى در اسلامبول براى مسكن محمد خان بود . چندى بعد سلطان محمود ، خاتونى از اندرون خود به زوجيت محمد - خان عطا نمود . گويند تجار ايرانى براى حفظ حيثيت ايران و ايرانيان متجاوز از دويست هزار ليره از كيسهء فتوت خود به مصارف عروسى محمد خان رساندند .
به قسمى كه از سرايه تا سفارت ايران براى پاىانداز عروس طاقه شال ترمه مفروش داشته و تماما به اجزاى سرايه سلطان بذل گرديد .
اگرچه اين اطلاعات را من در سه وهلهء عبور از اسلامبول از اشخاص محترم موثق كسب نمودهام ، اما وقتى كه وضعيت حاليهء تجار معتبر مركز تهران را با وسعت صدر تجار ماضى آنزمان مقايسه مىنمايم تمام اين افكار صحيحه و عمليات عاليهء آنها به نظرم قصه مىآيد . مثلا شرح حال حاجى محمد حسن اصفهانى موسوم به امين ضرب را با شرح حال حاجى شيخ كاظم رشتى پدر جناب حاجى شيخ محسن خان گروسى مشير الدوله كه يكى از تجار اسلامبول بود و بعد بواسطهء حرمت مرحوم حاجى سيد حسين آقاى تبريزى به نظر مىآورم كه اين يكى صد هزار تومان به محمد شاه كمك كرد و او را از تبريز حركت داده به تهران برد و به تخت سلطنت جلوسش داد و آن يك حاجى محمد حسن اصفهانى كه از نوكرى پانايتى « 1 » نمايندهء تجارتخانهء
هامش
( 1 ) -Panayoti