تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦

سوء قصد

چون مرحوم ديوان بيگى با مستوفى الممالك مرحوم بستگى داشت و درين موقع آن مرحوم در آشتيان [ بود ] و از صدارت معزول [ شده بود ] و مرحوم معتمد الدوله هم مرحوم ديوان بيگى را از خود مىدانست ، اين دو جهت را سبب تقصير مرحوم ديوان بيگى قرار داده و او را مقصر قرار دادند . چنانچه مرحوم ديوان بيگى در مدت عزل و توقف مرحوم مستوفى الممالك سه مرتبه آدم مخصوص به آشتيان با پيشكشيهاى شايان از قبيل نقد و روغن و اسب و قاليچه و غيره خدمت مستوفى الممالك فرستاده و تقديم خدمت نموده بود . فرهاد ميرزا هم مغضوب دولت [ شده ] و به سفر مكه رفته بود . معاندت حضرات هم كه محرك حشمت السلطنه شده بود . اسباب اين شد كه سوء قصدى دربارهء مرحوم ديوان بيگى كرده بودند .

تحصن

چند روز بود كه معلوم بود مرحوم ديوان بيگى خيالش راحت نيست . شبها بعضى اشخاص نامناسب به غير موقع آمدن او مىآمدند ، تا شبى در ساعت پنج مرحوم ديوان بيگى خودش و ما سه نفر برادر و چند نفر نوكر كه شبها در خانهء ما مىخوابيدند از خانه بيرون رفت و در امامزادهء مشهور به پير عمر كه على ابن عمر و از امامزاده‌هاى واجب التعظيم و زيارتگاه خاصه و عامه است متحصن شد . صبح كه اين خبر در شهر منتشر شد تمام نوكرها آمدند در آنجا متحصن و ماندنى شدند . عموم علما و اعيان نزد مرحوم ديوان بيگى به ديدن آمدند . در نهايت تعجب مرحوم ميرزا محمد رضاى وزير آمد . نطق خيلى قشنگى كرد و گفت ديوان بيگى را از گذشته ابراء الذمه نمىكنم . حركت خوب يا بد كرده‌اى ، لكن ماندن در اينجا صورت خوشى ندارد . تا كى بايد در اينجا بمانى . مرحوم ديوان بيگى جوابى كه كنايهء آن به عماد الدوله برمىخورد داد و گفت امسال ئيت و . . . « 1 » شده است ، تا آخر سال درين مكان شريف خواهم بود . در سال جديد بيرون مىآيم . مرحوم وزير
هامش
( 1 ) . يك كلمهء ناخوانا