تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
شرير از ميان برداشته شده و مقصرين و من تبع در تحت دخالت و ضمانت اولياى دولت عليهء عثمانى قرار يافته‌اند كه بعد ازين مرتكب هرزگى و شرارتى نمىتوانند شد . ولى احتمالا شايد دزد و دغلى از تبعهء اشرار در خاك دولت عثمانى نزديك به اورامان از طويله و بياره پنهان شده باشند كه به دستيارى اهالى آنجا گاهى به دزدى گاو و گوسفند بيايند و اين قبيل كارها بر سبيل اتفاق است و در همه جا واقع مىشود . ديگر قابل آن نيست كه براى اين‌گونه امور قشون و ساخلو دولتى هميشه در اورامان باشد و مواظبت اين اتفاقات به عهدهء خود اورامى خادم است و بس كه همواره مراقبت داشته ، نگذارند در آنجا دزدى و دغلى واقع شود و اگر امرى حادث گردد خودشان دفع و رفع نمايند ، و اين رقم مطاع محض آن صادر شد كه هرگاه احيانا از اين نوع خلافى و اختلافى به ظهور برسد ، حكم او را دانسته از آن قرار معمول دارند . مثلا شخصى از تبعهء مقصرين يا اهالى طويله و بياره به اورامان به دزدى آمد و گاو و گوسفندى برد يا تعدى ديگر رساند ، اولا بر آنها لازم است كه نوشتهء تفصيل را به مدير و حاكم آن‌جا آنها نمايند كه در فلان شب از فلان جا به دزدى آمده چند رأس گاو بردند ، يا فلان تعدى رساندند . در صورتى كه حاكم آنجا رفع تعدى كرد و استرداد خسارت نمود فبها ، و الا بايد معارضهء به مثل نموده همچنان‌كه از آن طرف رفتار شده است فرستاده از آن دهات تلافى بكنند و به همان روش بىزياده و نقصان حق خود را بگيرند . اول يك مرتبه اعلام است و ثانى معارضهء به مثل ، و اين فقره را به عالى شأن معلى مكان خالد بيك و ساير بيكزادگان حالى و خاطرنشان كرده ، بسپارد كه بعد از اين از قرار حكم معمول داشته تخلف ننمايند و بعون الهى و اقبال مصون از زوال شاهنشاهى روحنا فداه اگر مراقبت و اهتمام در كار آنجا كرده به موجب حكم عمل نمايند . احدى را قدرت آن نيست كه به خلاف پا به خاك اورامان بگذارد و انشاء اللّه تعالى بعد از اين به آسودگى و امنيت خواهند گذرانيد . البته حسب المقرر [ معمول و ] مرتب داشته در عهده شناسند ، فى 5 شهر شعبان المعظم سنهء 1286 .