تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
آن سگ سالى گرسنه در زندانى * از ننگ بر آن نان ننهد دندانى
خواهى كه ترا رتبهء ابرار رسد * مپسند به هركس از تو آزار رسد از مرگ مينديش و غم رزق مخور * كين هر دو به وقت خويش ناچار رسد
از قعر گل سياه تا اوج زحل * بيرون جستم ز قيد هر مكر و حيل كردم همه مشكلات عالم را حل * هر بند گشوده شد مگر بند اجل
كفر چو منى گزاف و آسان نبود * محكم‌تر از ايمان من ايمان نبود در دهر يكى چون من و آن هم كافر * پس در همه دهر يك مسلمان نبود
شب پنجشنبه 24 شهر جمادى الاخرى 1316

- 61 - [ بيت ]

هو
از خلق اميد قطع و باقى است * الطاف خفيّهء الهى
در سحر يكشنبه 21 شهر مبارك [ رمضان ] 1323 تحرير شد .

- 62 - [ بيت ]

هو
برهنه پا و سران‌اند در ولايت عشق * كه قوتشان همه جوع است و جامه عريانى
در عصر سه‌شنبه 19 رجب 1331

- 63 - [ ذكر روايت عربى ]

هو و لا يشرك بعبادة ربه احدا - ظهر دوشنبه 12 شهر ج 2 - 1328