تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
با فلك دست گريبان شدم اى خواجه بيا * به تماشاى نبرد دو زبردست به هم
در شب يكشنبه 28 شهر رجب در نهايت تكسّر تحرير شد . الحمدللّه فى كل حال

- 58 - [ بيت غزلى از شوريدهء شيرازى ]

شوريدهء شيرازى
هر چه كنى بكن مكن ترك من اى نگار من * هرچه برى ببر مبر سنگدلى به كار من هرچه بُرى ببُر مبر رشتهء الفت مرا * هرچه زنى بزن مزن طعنه به روزگار من هرچه كشى بكش مكش صيد حرم كه نيست خوش * هرچه شوى بشو مشو تشنه به خون زار من هرچه روى برو مرو راه خلاف دوستى * هر چه كنى بكن مكن خانهء اختيار من هرچه كشى بكش مكش باده به رغم مدعى * هرچه خورى بخور مخور خون دل فگار من هرچه دهى بده مده گوش به گفتهء رقيب * هرچه نهى بنه منه دام به رهگذار من
فصيح الملك شوريدهء شيرازى كه از هر دو چشم نابيناست اين اشعار را گفته و كسى نگفته .

- 59 - [ بيت ]

شب عيش و شادمانى بگذشت و روزها شد * چه شبى تو اى شب هجر كه ترا سحر نباشد

- 60 - [ ابيات ]

هو الغفور
گر طاعت خود نفس كنم بر نانى * آن را ننهم نزد سگى بر خوانى
خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 265 | ميرزا حسين خان / ايرج افشار و محمد رسول دريا گشت