سر مرد سى ساله نوشته بود زن گرفته براى مخارج خود و زن و بچه پريشان حال و متفكر است . پيرمرد را نوشته بود اين شخص زن خود را طلاق داده و آسوده شده از ذوق و شادى مىرقصد . شيخ سعدى در اين نكته مىفرمايد : « مرديت بيازماى آنگه زن كن » . در شب دوشنبه 29 شهر رجب 1317 تحرير شد .
- 28 - [ چند بيت شعر ]
هو
دو قرص نان اگر از گندم است اگر از جو * دو تاى جامه اگر كهنه است اگر از نو
به چارگوشهء ديوار خود به خاطر جمع * كه كس نگويد از اينجاى خيز و آنجا رو
هزار بار نكوتر به نزد « ابن يمين » * ز فر مملكت كيقباد و كيخسرو
يك نان به دو روز اگر شود حاصل مرد * وز كوزه شكستهاى دمى آبى سرد
محكوم چو خود كسى چرا بايد بود * با خدمت چون خودى چرا بايد كرد
در شب دوشنبه 3 شهر ذيقعدة الحرام 1317 در خانهء آقاى سيد ابو تراب در نهايت شكر .
- 29 - [ قصيدهاى از خلوتى ]
خطوط نستعليق در اين جنگ خط عطاء اللّه خان فرزند محمد شريف خلف مرحوم ميرزا رضا على ديوان بيگى است « 1 » .
كس در اين دنياى فانى مىنماند جاودان * عاقبت طى مىكند ناچار ره را كاروان
گر كه شاه بارگاه و گر گداى خاك راه * جان نخواهد برد آخر از فضاى آسمان
ناصر الدين شاه كه اندر سلطنت پنجاه سال * صاحب تخت سليمان بود و با تاج كيان
هامش
( 1 ) . اين جمله با خودكار قرمز در حاشيه سمت راست نوشته شده است و به خط رضا على ديوان بيگى اخيرست .