تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
عزم كربلا حركت فرمودند و در قم توقف كردند ، در روز شنبه غرهء شهر ذيقعدهء 1322 به طهران مراجعت فرمودند .
« با عمر توان داد قرار همه كارى »

- 19 - [ ذكر سه بيت شعر ]

هو
ز اشك شام و سحر ديده چند تر ماند * دعا كنيم كه نى شام و نه سحر ماند ز غارت چمنت بر بهار منتهاست * كه گل به دست تو از شاخ تازه‌تر ماند كنيد داخل اجزاى نوشداروى ما * از آن گياه كه برگش به نيشتر ماند
شب 9 ربيع المولود مسعود ، 1322

- 20 - [ بعضى اشعار ]

گر به هر گوشه گذارند پى صيد تو بندى * همه در بند بيفتند و نيفتى به كمندى به چه دست از تو بنالم ، به چه پا از تو گريزم * تو كه دست همه بر بستى و از پاى فكندى نظر باز به غير است دريغا ز كمانى * منظر دوست بلند است دريغا ز كمندى تو گشاده رخ و چشم همه سوى تو خدا را * گو بيارند بر آن آتش روى تو سپندى تلخكامان همه در آرزوى چاشنى تو * چند اى ميوهء شيرين تو برين شاخ بلندى به كدامين طرف اى سيل روانى تو كه ديگر * خانه‌اى نيست كه بنياد وى از بيخ نكندى
در روز جمعه ششم شهر ربيع الاول 1320 در خانهء آقاى سيد ابو تراب تحرير شد .
هر آن ملك كه نماز مرا برد به فلك * بگريد و سر و دست شكسته باز آيد

- 21 - [ چند بيت شعر ]

لله در من قال
نكند دانا مستى ، نخورد عاقل مى * ننهد مرد خردمند سوى مستى پى چه خورى چيزى كز خوردن آن چيز ترا * نى چون سرو نمايد به نظر سرو چو نى گر كنى بخشش گويند كه مىكرد نه او * ور كنى عربده گويند كه او كرد نه مى
خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 248 | ميرزا حسين خان / ايرج افشار و محمد رسول دريا گشت