- 31 - [ شورش علماى تهران بر ضد عبد المجيد ميرزا و تحصن در مسجد شاه و حضرت عبد العظيم ]
هو علماى طهران كه يكسال است بر ضد صدارت عبد المجيد ميرزاى اتابك اعظم به انواع و اقسام مختلف اخلال مىكنند . در شانزدهم شهر شوال هزار و سيصد و بيست و سه به بهانهء اينكه علاء الدوله حاكم طهران چند نفر سقط فروش را چوب زده شورش كرده و در مسجد شاه انجمن كردند . ميرزا ابو القاسم امام جمعه و شيخ فضل اللّه نورى با آنها مخالفت كرده ، آنها را از مسجد بيرون كردند . آقا سيد عبد اللّه بهبهانى و آقا سيد محمد و جمعى از علما در حضرت عبد العظيم متحصن شده ، يك ماه كامل در آنجا به سر بردند . دو سه مرتبه بازارها بسته شد و مردم و اولياى دولت از فساد و قحطى وحشت داشتند .
در روز جمعه 18 ذيقعده از طرف دولت جمعى از وزرا به استمالت . . . « 1 » رفته به چند شرط آنها را در كمال جلال و ابهت به شهر مراجعت داده به حضور همايونى بردند . عمدهء آن شرايط يك تشكيل مجلس عدالت و دويمى موقوف شدن تمبر بروات و كسر تومانى يك ريال مواجبهاى مردم است كه عين الدوله يادگار گذاشت .
شب يكشنبه 19 بازارها را از طرف ملت چراغان كردند .
- 32 - [ ابيات ]
با اين دو سه نادان كه چنان مىدانند * از جهل كه داناى جهان ايشانند
خرباش كه اين جماعت از فرط خرى * هرگونه خرست كافرش مىدانند
شد عارف و عامى همه را عار از من * بدنامى بتپرست و زنار از من
بىقدرى سبحه ننگ زنار از من * هفتاد و دو ملت همه بيزار از من
دل داغ تو دارد ارنه بفروختمى * در ديده توئى و گرنه بر دوختمى
جان منزل تست ورنه روزى صدبار * در پيش تو چون سپند بر سوختمى
هامش
( 1 ) . يكى دو كلمه پاك شده است .