تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
نظام السلطنه حسينقلى خان ما فى كه اين اوقات وزير ماليه بود با جمعى ديگر از عمله خلوت بر ضد اتابك بودند و مىخواستند او را از طهران خارج كنند برود به ييلاقات لار و پشت كوه . حكيم الملك ميرزا محمود خان كه نزد مظفر الدين شاه مقام بلندى داشت با وجيه اللّه ميرزا كه سپهسالار بود در مساعدت اتابك اسباب چينيها كردند . تا در روز 22 ربيع الاول مجددا امين السلطان اتابك اعظم صدر اعظم شد . در روز خلعت‌پوشان كه در تالار تخت مرمر با حضور تمام طبقات مردم دستخط صدارتش قرائت شد ، عصر آن روز من رفتم براى تبريك . نشستم و فرمود چاى براى من آوردند و گفت من همان آدم قم هستم . عرض كردم ما هم همان چاكران قم هستيم .

تغيير روش اتابك

خلاصه به كلى نسبت به صدارت سابقش سبك را تغيير داد . ميرزا رضا قلى خان و ميرزا سيد احمد منشىباشى كه سابقا فعال مايريد بودند هر دو منزوى شدند . رسائل مطلقا با شرايطى مسئول با ميرزا نصر اللّه خان دبير الملك مرحوم شد . او هم در اين كار واقعا بىنظير و داراى بسى محاسن و اخلاق بود ، با درستكارى ، مرحوم ميرزا اسمعيل خان برادرش هم وزير داخله بود به كار چسبيدند . ماها رياضت‌كشها و مقربين قم به كلى از آن مقام و اهميت افتاديم و بر خلاف انتظار ، بلكه مىتوان گفت مكروه واقع شديم . زيرا اتابك مىخواست استغنا از ما به خرج بدهد و اگر به همان ترتيب قم سلوك مىكرد البته ماها هريك توقعات فوق العاده داشتيم و صدارت او پيش نمىرفت .

تصرفات در امور كردستان

تا سه ماه به همين حال بودم . گاهى قيطريه مىرفتم و فقط كارى كه كردم از محل مواجب رضا خان نام متوفى هفتاد تومان براى ميرزا محمد و ميرزا حسين اخوان الزوجه برقرار كردم . كردستانيها به تواتر مىشنيد [ ند ] ، به وسائل مختلف عريضجات تبريك و غيره مىفرستادند . جواب مرتب به آنها نمىرسيد . مرحوم