از آن . اگر چنانچه درين موقع به ظاهرسازى نمىپرداختم و جلو خرج غير لازم را مىگرفتم البته مايه به هم مىبستم . لكن « قرار در كف آزادگان نگيرد مال » .
مرگ امين الملك
در ذيحجهء اين سال امين الملك برادر اتابك مرحوم شد و شكستى به قوايم اتابك وارد آمد ، زيرا خيلى با كفايت [ بود ] و عرضه و شخصيت داشت . نه بواسطهء برادرى صدر اعظم ، بلكه بواسطهء استخوان و لياقت خودش . اتابك بعد از او ميرزا نصر اللّه [ 26 الف ] مشير الدوله و آقا وجيه سپهسالار را در كارها تسلط [ داد ] و آنها كاملا فايده مىبردند و امور عمدهء ايران را به ميل خود مىگردانيدند و همه قسم از مردم به اسامى مختلف پولهاى گزاف مىگرفتند . سال 1316 اينطور گذشت .
سال 1317
[ در سال 1317 من سرگرم و مشغول كارهاى . . . ]
در سال 1317 من سرگرم و مشغول كارهاى كردستان بودم . دخلهاى متواتره هم مىبردم . اتابك رفت به قيطريه ، من هم براى آن كارها مىرفتم و خود را به دبير الملك اختصاص مىدادم كه آن كارها را از پيش ببرم ، شبها هم در چادرهاى او نزد دبير الملك حاليه پسرش مىخوابيدم . روزها ملازم اتابك و شبها با اين دبير الملك و اجزاى او كه حالا هريك شأنى به هم رسانيدهاند ، من جمله بيان الدوله كه آن وقت خازن دفتر لقب داشت تفريحى مىكرديم .
اقامت در تجريش
در شهر ربيع الاول هواى طهران خيلى گرم شد . مرض گلو درد در اطفال هم شايع بود . بواسطهء محبت اولاد و بواسطهء اينكه حسين خان هم زن و بچهاش را به شميران برده بود و بواسطهء نزديكى به قيطريه كه از آمد و رفت از شهر به آنجا و دادن كرايهء درشكه كه روزى مبلغى مىشد ناچار در تجريش باغى اجاره كرده ، در دوازدهم همين ماه با اهل و عيال به آنجا رفتم . تهيهء مفصلى از قبيل چادر و دستگاه و لوازم ييلاق و تهيهء واردين ديده دو ماه و پنج روز در آن باغ به سر رفت .