امين السلطان مانده [ 62 ب ] بعد رفتيم به قريهء حصار حسن بيگى اعراب ورامين و از آنجا به كريمآباد كه آخر ورامين و ملك ورثهء مرحوم امين السلطان بود پنج شب مانده در آنجا سان شتر كلائى ديوان را ديده تقريبا هفت هزار نفر شتر بود ، از آنجا يك شب رفتيم به خانهء على عسكر بيگ عرب كه ايل بيگى است در قريهء چال قازان و مراجعت شد به كريمآباد .
كوير - قشلاق - ساربان
بعد از توقف يك شب رفتيم به قورق السيف كه محل شتر ديوانى و نزديك كوير نمك معروف است كه منتهى مىشود به يزد و جندق و غيره . در سياه چادر دو شب توقف شد . به اندازهاى سرد بود كه نمىتوان نوشت . هيزم آنجا منحصر است به گز ، و جز بته يك دانه درخت ديده نمىشود . جاى بسيار بدى است . نه سبزهاى ، نه علفى ، نه آبادى ، نه باغ و درخت و آب گوارائى . خيلى زندگانى اهالى كه سارباناند و در آنجا قشلاق مىروند سخت است . از شدت سرما شبها لباسى را كه روز در سوارى مىپوشيدم شب مجددا پوشيده با آن لباس مىخوابيدم .
كاروانسراى دير
وكيل السلطنه رفت كنار كوير براى شكار گورهخر . من با آقا محمود خان برادرش و اجزاء آمديم به كاروانسراى دير كه از بناهاى غريب ايران به شمار مىآيد . بناى آنجا را نسبت به بهرام گور مىدهند . در ده فرسخى تهران است و از هر طرف از آبادى دور است و اطرافش آب و درختى ندارد جز بتههاى گز ، لكن بناى غريبى است .
مرحوم ميرزا يوسف مستوفى الممالك تعميرى در آنجا كرده و خواسته آب از قنات دربياورد موفق نشده . آب انبار بسيار عالى بزرگى دم درساختهاند ، روى آن را طاق زدهاند . زمستان از برف و سيلاب پر مىكنند براى موقع لزوم . سر در عالى و در مدخل بسيار بزرگى دارد . حياطش بزرگ و اطراف حياط حجرات و ايوان بزرگى است . پشت اين حجرات طويلههاى طويل است و يك حياط خلوتى هم دارد [ كه ] حالا قابل سكونت نيست . آجرهاى آنجا خيلى بزرگ و قطور است . براى زمستان و