تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
تا فردا عصر . به اين جمعيت از اعلى تا ادنى بدون تفاوت يك جور غذا دادند كه من در عمرم به آن لذت غذائى نخورده بودم . مطبوخى پخته بودند از بادمجان و برنج گرده و گوشت . تمام اين جمعيت ازين غذا دادند در نهايت فراوانى . قدرى يادگار و ادعيهء وره « 1 » كه تبرك مىگفتند به مرحوم ديوان بيگى دادند .

نوتشه

حركت كرديم عصر آن روز آمديم به قريهء نوتشه « 2 » [ كه ] بعد از فتح اورامان حاكم‌نشين اين ده شده . نوتشه ده با صفائى است . در بغلهء كوهى رو به جنوب خانه‌هاى آن بنا شده . در حقيقت مرتبه به مرتبه شروع شده تا ته دره مىرسد . دويست خانوار بايد داشته باشد . دو مسجد خوب دارد . منظر آن درهء باصفائى است . زمين مسطح هيچ پيدا نمىشود . روبروى آبادى باغات است . باز طبقه به طبقه در بغل كوه تراشيده و درخت كاشته‌اند . به قدر يك مشت گندم و جو جاى زراعت ندارد . اشجار آنجا عبارت است از انار و توت و گردو و انجير . از باغات كه خارج شد جنگل بلوط است الى ما شاء اللّه . قوت غالب اينها توت و گردو است . در سالهاى گرانى ناچار مىشوند به خوردن نان بلوط . در سال ارزانى توت و انار و غيره [ را ] مىبرند به دهات جلگه با گندم عوض مىكنند . زندگانى سختى دارند .

زنان نوتشه

زنهاى اين بلوك در كمال وجاهت‌اند و روباز مىگردند . حجاب و چادر ندارند . لباسشان همان لباس گبرى بلند قديم است . پيراهن بسيار بلندى و زير جامهء تنگى كه دهن آن را چين مىزنند يا بند مىكشند تنگ مىشود . زنها كمرشان را مىبندند . متمولين يا كمربند نقره ، فقرا با شالهاى پشمى كمر مىبندند . تمام خدمات خانه و بيرون از قبيل آوردن هيزم و علف براى حيوان و آب از راههاى دور و پائيدن باغ و جمع محصول و غيره تمام با زنهاست كه اغلب در كوه هستند يا صحرا . شغل مردها
هامش
( 1 ) . كذا ، مفهوم نشد . شايد « ورد » . ( 2 ) . ( - ندشه از توابع پاوه )