تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
مشهور به فاتح هرات شرفياب شديم . شاهزاده پست قد ، خفيف الجثه ، كامل عاقل مجربى بود . فوق تصور ما دربارهء مرحوم ديوان بيگى اظهار مرحمت كرد . اسامى ما را پرسيد و تلطف فرمود .

ديدار با حسام السلطنه

مرحوم ديوان بيگى تمام احكام و ارقام مرحوم معتمد الدوله را كه هريك سند يك خدمتى بود و در يك جلد مجلّد كرده و الان موجود است به مرحوم حسام السلطنه تقديم كرد . به عرض رساند اين كتاب [ را ] هم عوض سوغات آورده‌ام و هم براى حضرت و الا پرسش است و هم معرف خودم و مصدق خدمات شش سالهء حكومت مرحوم معتمد الدوله است . بعضى از آن را ملاحظه كرده و فرمودند « لا يغادر صغيرة و لا كبيرة الا احصيها » . مرحوم ديوان بيگى عرض كرد :
« لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
. در آن شب تعهد التفات فرمود برگشتيم به منزل .

شرف الملك نايب الحكومهء كل

چند نفر از شاهزادگان محترم و حسين خان حسام الملك همدانى و خسرو خان والى پسر مرحوم رضا قلى خان والى كردستان و مرحوم شرف الملك را همراه مراجعت داده و آورده بود . حدس مردم اين بود [ كه ] خسرو خان را به حكومت كردستان از طرف خودش مىفرستد و شرف الملك مرجعيت تامه داشت . علاوه‌بر كردستان به عمل كرمانشاهان هم دخالت مىكرد و در حقيقت نايب الحكومهء كل به نظر مردم مىآمد .

تعزيه

خلاصه فردا شرف الملك مرحوم و خسرو خان سرتيپ فوج گروس برادر حسنعلى خان امير نظام ، محمد حسن خان كلهر ، خسرو خان والى و غيره به ديدن مرحوم ديوان بيگى آمدند و وعده گرفتند ما را به مسجد عماد الدوله كه بناى عالى بزرگى است و در آنجا به منزلهء مسجد سپهسالار در طهران است . يك دستگاه