تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات تاج السلطنه ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
بايد گردش كرد ، شخص امينى پيدا كرد و شركت كند و خود را از كثافت بدبختى خلاص كرد . اما ، مردم ايران همه ، نه يك ، نه صد ، هزارها هزارها چيز خوب را ميل داريم داشته باشيم و ارتجاعى بودن در خون ما دوران دارد ؛ ليكن ، راه مشروع او را نمىدانيم ، تمام از راه غير مشروع مىخواهيم ترقى كنيم و همه چيز داشته باشيم . اين است كه موفق نمىشويم و به مقصود اصلى خود نمىرسيم . معلم من ! اگر زن‌ها درين مملكت ، مانند ساير ممالك آزاد بودند و حقوق خود را مقابل داشته و مىتوانستند در امور مملكتى و سياسى داخل بشوند و ترقى كنند ، يقينا من راه ترقى خود را در وزير شدن و پايمال كردن حقوق مردم و خوردن مال مسلمانان و فروختن وطن عزيز خود نمىدانستم ؛ و يك راه صحيحى با يك نقشه‌ى محكمى براى ترقى خود انتخاب مىكردم . هيچ وقت با مال مردم ، خانه و پارك ، اثاثيه ، كالسكه ، [ و ] اتومبيل نمىخريدم ؛ بلكه با زحمت و خدمت تحصيل مىكردم . يقينا ، درين ساعت چهره‌ات متبسم شد و به اين اظهار عقيده‌ى من خنديدى و گفتى : مردهاى مملكت ما جز اين راه ، راه ديگرى براى ترقى پيدا نكردند ؛ شما كه يك نفر زن بىاطلاعى هستيد ، چگونه راه ترقى مشروع پيدا كرده‌ايد ؟ آيا معلم عزيز من ! عقيده آزاد نيست ؟ - چرا ؟ پس ، به دقت اين كلمات و عباراتى كه مىروم بنويسم مطالعه نمائيد ؛ و آن وقت ، اگر ايرادى داريد بگوئيد . من مسلكم را [ نه ] ارتجاعى قرار مىدادم ، نه شخصى . بلكه ، نوعى منتهاى سعى را [ 77 ] در توسعه‌ى تجارت داخل ايران مىكردم : كارخانه دائر مىكردم ؛ نه مانند « كارخانه‌ى صابون‌پزى ربيع اف » ؛ كارخانجاتى كه رفع احتياج داخل مملكت را از خارجه بكند . معادن خدادادى كه به وفور در ايران است ، كار كرده . معدن نفت بختيارى كه سالى مبالغ گزاف نفع مىدهد ، امتياز گرفته ؛ واگذار به انگليس‌ها نكرده . اسباب تسهيل زراعت را فراهم كرده ، چيزهاى لازم او را تهيه كرده ، راه مازندران را درست كرده ، اسباب حمل ارزاق را مرتب كرده . زمين‌هاى باير را ، مانند « كاليفرنيا » به مردم داده و آبادى او را خواسته . قنات‌هاى زياد حفر كرده ؛ جنگل‌هاى دستى احداث نموده . رودخانه‌ى كرج را به شهر آورده ، مردم را از ذلت و كثافت آب‌ها نجات مىدادم . هم خود فايده عمده برده ، بدون دزدى و وطن‌فروشى زندگانى آلوده مىكردم ؛ و هم مردم ازين خدمت و مجاهدت من فايده برده ، راحت مىشدند . افسوس كه زن‌هاى ايرانى از نوع انسان مجزا شده و جزو بهايم و وحوش هستند ؛ و صبح تا شام ، در يك محبس نااميدانه زندگانى مىكنند و دچار يك فشارهاى سخت و بدبختىهاى ناگوارى عمر مىگذرانند . در حالتى كه ، از دور تماشا مىكنند و مىشنوند ، [ و ] در روزنامه‌ها مىخوانند كه : زن‌هاى حقوق طلب ، در اروپا چه قسم از خود دفاع كرده و حقوق خود را با چه جديتى مىطلبند . حق انتخاب مىخواهند ؛ حق رأى در مجلس مىخواهند ؛ دخالت در امور سياسى و مملكتى مىخواهند . و به همين قسم موفق شده ؛