مىشود تا ساير مردم .
درهرحال ، اين تابستان آتشفشان تمام شد و چندين هزار تلفات و شهيد در عقب گذاشت . يكى دو ماه ازين قضيه گذشته ، دوباره هركس به حال اوليهى خود عود نموده ، مشغول كارهاى ماقبل خود شدند . يك نكتهى بزرگى در اخلاق ايرانى هست و آن اين است : خيلى زود يك مطلبى را پى كرده ، به منتها درجه تا يك چندى دنبال مىكنند در هر بابت . ولى ، به همين قسمى كه خيلى زود مشتعل مىشوند ، به همين قسم هم زود خاموش مىشوند و فراموش مىكنند . همه چيزشان سطحى ، و بدون نقشه و يك اساس حقيقى است . [ 76 ] من مىتوانم به شما قسم بخورم : يك نفر ايرانى از صبح تا موقع خواب ، در عالم خيال چه خدمتهاى نمايان به وطن مىكند ، چه مجاهدتها در رفاه نوع تصور مىكند ، چه تجارتهاى سودمند مىنمايد ، چه زمينهاى باير ويران را آباد مىكند ، چه قناتهاى جارى قشنگى داير مىكند ؛ ليكن ، همان خيال است ، اساس نيست .
فرنگىها مىگويند : « دو نفر مىتوانند هيچ وقت كار نكنند : يكى آنكه فكر زياد مىكند ، ديگرى آنكه هيچ فكر نمىكند . » پس از اينكه فكرها بىنتيجه ماند ، خود را به اين دلخوش مىكنيم كه خدا بزرگ است ؛ صاحب ولايت خودش كمك مىكند .
پس از اينكه از تمام شدن اين مرض مطمئن شديم ، به شهر آمده ؛ ولى ، شهر را ويران و مردم را به كلى عوض شده ديديم . اگرچه اين قضيه يك تهديد و سياست آسمانى بود ؛ ليكن ، ما باز مىتوانيم بگوئيم : از نداشتن حفظ الصحه و كثافت آبها است . هر دولتى اول وظيفهاش تنظيف كوچهها ، آبها و آسايش مردم است . از بلديه اسمى هست ، ليكن مانند ساير ادارات دولتى ، رسمى نيست ؛ فقط مستحق حقوق بلاحق هستند . هميشه ، در تمام سال ، در ايران ، خصوصا تهران ، امراض مسرى تلفكننده بسيار است ؛ و به واسطهى عدم نظافت است . كوچهها تمام كثيف . در زمستان ، گل و كثافت ؛ در تابستان ، گردوخاك .
آبها تمام روى باز ؛ و هرچه كثافت در خانهها هست ، در آنها شسته شده ؛ و اين آب در شهر گردش كرده ، مردم مىخوردند و به انواع اقسام امراض هميشه مبتلا مىشوند .
اى آه از آن تألمات عميق قلبى من ! معلم من ! باور كنيد كه در نوشتن هر كلمه ، غرق اندوه و تأسف گشته ، اشك بىاختيار از چشمم جارى مىشود . چگونه ممكن است انسان يك بدبختى اختيارى هم بر بدبختى اجبارى خود بيفزايد ؟ آيا ما اگر بخواهيم خودمان را از ذلت خلاص كنيم ، نمىتوانيم ؟ چرا ! اما نمىكنيم .
تمام اشخاصى كه در تهران متوطن هستند ، هر كدامى فقط جلوى خانهى خود را تميز نگاه دارد و كوچهى خود را پاك نمايد ، يقينا در سال نصف تلفات كمتر است . يا اينكه قناتها را روى پوشيده ، لوله بكشند . و هر نفرى مقدار خيلى كمى بدهند ؛ تمام سال آسوده هستند . اگرچه اشخاصى كه « كمپانى » مىشوند و براى كارهاى خيريه از مردم پول مىگيرند ، مانند حاجى ملك و ساير كمپانىهاى ديگر ، جز حرمان و پشيمانى چيزى براى مردم باقى نمىگذارند ؛ ولى ، ما نبايد به يك تقلب از ميدان در برويم . منتها ،
خاطرات تاج السلطنه ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: تاج السلطنه
ص٩٧