مىكند ، هر چند كه هيچ يك از ساحران بدون اذن خدا قادر نيستند كه به كسى ضررى برسانند « 1 » .
ولى بعضى مفسّران « 2 » اين آيه را متوجّه ساحران ندانستهاند ، بلكه مراد از آن را زنانى مىدانند كه با حيلههاى خود شوهران را از تصميم خود منصرف مىكنند ، و در آخر پيامبر را از شرّ حسود برحذر مىدارد ، آن زمانى كه مبتلا به حسد گشته و در اثر آن دست به اعمالى بر عليه شخص مورد حسد مىزند ، ولى بعضى مفسّران « 3 » گفتهاند : اين آيه شامل چشم زخم نيز مىشود ، چون چشم زدن هم نوعى ابراز حسد درونيست « 4 » .
در اين سوره خداوند ابتدا مطلق شرّ را ذكر كرد و سپس به موارد خاصّى از شرّ اشاره نمود ( شرّ شب ، شرّ جادوگران و شرّ حسود ) و ذكر اين موارد خاصّ پس از مورد عام ، اهتمام بيشتر به اين سه مورد را مىرساند ، چون انسان از اين سه نوع شرّ غافل است و اينها در حال غفلت آدمى به وى حمله مىآورند .
هامش
( 1 ) . ( مردم از هاروت و ماروت سحرى را آموختند كه به وسيلهء آن بين زن و شوهر جدايى بياندازند ، ولى آنها نمىتوانند به كسى آسيبى برسانند ، مگر به اذن خدا ، سورهء بقره ، آيه 102 ) .
( 2 ) . تفسير مجمع البيان ، جلد 10 .
( 3 ) . تفسير مجمع البيان ، جلد 10 .
( 4 ) . البته چنانچه بزرگان فرمودهاند ، راه عملى مبارزه با چشم زخم اين است ، كه اوّلا ) انسان بوسيلهء صدقه بلا را از خود دفع كند ، ثانيا ) بر تلاوت اين دو سورهء معوّذتين مداومت نمايد ، ثالثا ) نعماتى را كه خداوند به او ارزانى داشته در برابر اشخاص حسود اظهار ننمايد و از شرّ آنان به خدا پناه برد . ( مترجم )