3 ) الهى كه معبود واقعى باشد ، چون لازمهء عبوديّت إله آن هم إله بىشريك ، اين است كه بندهء خود را براى خود خالص سازد ، به گونهاى كه جز او ، كسى را نخواند و جز آنچه اراده كرده ، اراده ننمايد ، و جز مطابق خواست او عمل نكند و چنين معبودى بر هر امرى قادر است و اين سبب نيز در سببيّت خود تام است .
و خداى سبحان جامع اين سه مورد است ، يعنى ربّ مردم ، پادشاه و ملك آنان و إله ايشان است ، پس شايسته است كه انسان در هنگام مواجهه با ناملايمات و شرور متوجّه او شود ، از او پناه بجويد و اينكه علّت ترتيب ذكر اين صفات به اين صورت چيست و چرا ابتدا ربوبيّت ، سپس مالكيّت و آنگاه الوهيّت ذكر شد ؟ بايد گفت : ربوبيّت نزديكترين صفات خدا به انسان است و ولايت او در امر ربوبيّت اخصّ است ، چون خداوند از ميان مخلوقات خود عنايت ويژهاى به انسان دارد و اصولا ولايت امرى خصوصى است ( مانند ولايت پدر نسبت به فرزند ) ، ولى ملك در نسبت با انسان دور تر از ربّ و ولايت اوست و ولايت در مرحله او عمومىتر است .
و إله يا معبود مرحلهايست كه انسان ديگر در حوائج خود به معبود مراجعه نمىكند و كارى به ولايت خاصّ و عام او ندارد ، بلكه عبادت او ناشى از اخلاص درونى است ، نه طبيعت مادّى .
لذا در اين سوره در عاليترين مرحله رابطهء بندگى را به انسان تذكّر مىدهد و اينكه اين سه صفت بدون ( واو ) عاطفه ذكر شده براى اشاره به اين معناست كه هر يك از صفات ربوبيّت ، مالكيّت و الوهيّت ، سببى مستقل در دفع شرّ است و هر يك به تنهايى ممكن است پناه شخص پناهنده واقع شوند .
سپس به مورد پناه جستن از خداوند اشاره كرده كه همان وسوسهء پنهانى است ، ( وسواس ) يعنى حديث نفس و ( خنّاس ) يعنى امرى كه بعد از ظهور مخفى شده ، بعضى مفسّران گفتهاند : شيطان خنّاس ناميده شده ، چون به طور مداوم انسان را وسوسه مىكند و به محض اينكه انسان ياد خدا كند ، پنهان شده و عقب مىرود و همين كه انسان از ياد خدا غافل مىشود ، جلو مىآيد و به وسوسه مىپردازد ، پس او به انسان وعده مىدهد و او را
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 829
مساهمون: فاطمه مشايخ
ص٨٢٩