( 4 )
( وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ )
: ( با زنش كه باركش هيزم است )
( 5 )
( فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ )
: ( و طنابى تافته از ليف خرما به گردن دارد )
( تبّ ) و ( تباب ) به معناى خسران و هلاكت و بطلان است ، بنابراين ، اين آيات در حكم نفرين به هلاكت ابو لهب و بطلان و بىاثر گشتن توطئههايى است كه او به منظور خاموش كردن نور نبوّت انجام مىداد و يا حكم و قضاى خداى تعالى به هلاكت او و بطلان توطئههاى اوست .
ابو لهب فرزند عبد المطلّب و عموى رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم بود كه سخت با رسولخدا ( ص ) دشمنى مىكرد و در تكذيب و انكار آنحضرت اصرار مىورزيد ، به گونهاى كه در دعوت خصوصى كه پيامبر از عشيرهء خود به عمل آورد و آنان را به دين خود دعوت نمود با كمال بىشرمى خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم گفت : ( تبّا لك يعنى هلاكت بر تو باد ) و آنگاه اين سوره در ردّ گفتار او نازل شد و كلام او را به خودش ارجاع داد .
و ابو لهب كنيه او بوده و نامش عبد العزّى يا عبد مناف بوده است و اينكه خداوند او را با كنيه نام مىبرد براى اشاره به انتسابى است كه او به آتش جهنّم دارد ، چون لهب يعنى زبانه آتش .
در ادامه مىفرمايد : مال و ثروتش و آن اعمالى كه با دست خود مرتكب شده بود هيچ دردى از او دوا نكرد و نفرين خدا و قضاى حتمى او مبنى بر هلاكت و خسران را نتوانست از وى دور كند و به زودى داخل آتشى برافروخته و زبانهدار خواهد شد ( كه مراد از آن همان آتش دوزخ است كه در عظمت و هولناكى همتا ندارد ) و به زودى همسرش نيز داخل آن آتش خواهد شد ، در حالى كه هيزم به دوش مىكشد و طنابى از ليف خرما به گردن دارد و اين آيات در حكم مذّمت و هجو همسر ابو لهب است و مىخواهد بفرمايد : او در قيامت با همان هيئتى ممثّل مىگردد كه در دنيا به خود گرفته بود و شاخههاى خار را با طناب مىپيچيد و حمل مىكرد و شبانه آنها را بر سر راه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىريخت تا آن جناب را آزار دهد .