بعضى اوقات ) و اهميّتى نمىدهند كه آن را با اركان و شرايطش و احكام و مسائل آن بجا بياورند يا آن را از وقت فضيلتش تأخير بياندازند ، و اين عمل به عينه تكذيب روز جزاست ، هر چند كه اينچنين افرادى در ظاهر تظاهر به ايمان كنند ، امّا رفتارشان نشان مىدهد كه باكى از روز جزا ندارند و اين نوعى نفاق است .
آنگاه مىفرمايد : آنها همان افرادى هستند كه اگر هم عبادتى بجا مىآورند به قصد ريا و تظاهر و خودنمايى است ، پس اعمالشان براى جلب نظر مردم است ، نه به خاطر خدا ، به گونهاى كه حتّى هنگام نماز قلبهايشان متوجّه مردم فريبى است .
و نيز آنها افرادى هستند كه فقرا را از حوائج و ضروريّات زندگى هم منع مىكنند ، چون ( ماعون ) به معناى هر عمل و هر چيزيست كه به شخص محتاج داده شود و حاجتى از حاجات او را بر آورده سازد ، مانند : قرض و هديه و امانت و . . . ، و ماعون ، كمترين و مقدورترين حوائج است كه ارزش چندان قابل ، اعتنايى هم ندارد « 1 » ، امّا اين افراد از اعطاء همين حداقل هم امساك و بخل مىورزند .
( و كسى كه روش زندگى و سلوكش به اين نحو باشد ، در واقع گرفتار نوعى شرك است و همچنين كسانى كه از زكات منع نموده و اين ركن اسلامى را تكذيب مىكنند ، در واقع كلّ دين را انكار كردهاند ، و چه بسيار افرادى كه نامشان مسلمان است و حتّى از علماء هستند ، امّا اعمال و صفاتى نظير اين موارد از آنها مشاهده مىشود « 2 » ) .
هامش
( 1 ) . در بعضى روايات ماعون به زكات واجب تفسير شده است ، ( تفسير الدّر المنثور ، جلد 6 ) .
( 2 ) . اين قسمت از كمال مصطفى شاكر است ، ( مترجم ) .