( 1 )
( أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ )
: ( آيا ديدى آن كس كه روز جزا را انكار كرد ؟ )
( 2 )
( فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ )
: ( اين همان كسى است كه يتيم را از در خود به قهر مىراند )
( 3 )
( وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ )
: ( و كسى را بر اطعام فقيران ترغيب نمىكند )
( 4 )
( فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ )
: ( پس واى بر نمازگزاران )
( 5 )
( الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ )
: ( آنان كه در دل از ياد خدا غافلند )
( 6 )
( الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ )
: ( همانها كه ريا و خودنمايى مىكنند )
( 7 )
( وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ )
: ( و ديگران را از ضروريات زندگى منع مىكنند )
خطاب در اين آيه با رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و هر شنوندهء ديگرى است و رؤيت هم مىتواند به معناى ديدن با چشم ظاهر بوده و هم مىتواند به معناى علم و معرفت باشد و ( دين ) مىتواند به معناى كيش و آيين يا به معناى روز جزا باشد ، چون انكار يكى از آن دو مستلزم انكار ديگرى است .
ظاهرا اين آيات دربارهء يكى از كفّار قريش ( ابو جهل يا وليد بن مغيره ) نازل شده است ، و خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : اى محمّد : آيا آنكس كه دين يا روز جزا را تكذيب مىكرد ، مشاهده كردى ؟ و او را از راه صفاتى كه لازمهء اين تكذيب است شناختى ؟ اگر نشناختهاى ، بدان كه او كسى است كه يتيم را به زور از در خانهء خود مىراند و به او جفا و ستم مىكند و از عاقبت اين عمل خود ترس و وحشتى ندارد ، در صورتى كه اگر به روز جزا اعتقاد داشت ، به يتيم ترحّم مىنمود و از عاقبت جفا بر او مىترسيد و صفت ديگر او اين است كه مردم را به طعام دادن به فقرا تشويق نمىكند و خود را مالك مطلق مال و اموالى مىداند كه خدا آنها را به او اعطاء كرده و در مال او حقّى معلوم براى فقرا و مساكين منظور كرده است .
در ادامه مىفرمايد : واى بر نمازگزارانى كه از نمازشان غافلند « 1 » ، يعنى اهتمامى به امر نماز ندارند ، و از فوت شدن آن باكى به خود راه نمىدهند ( چه به نحو كلّى و چه در
هامش
( 1 ) . پس واى بر آن كس كه خداوند بر او ( ويل ) فرستد .