نايل مىسازند .
( 8 )
( وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى )
: ( و امّا كسى كه بخل بورزد و طالب ثروت و بىنيازى باشد )
( 9 )
( وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى )
: ( و پاداش نيك روز جزا را تكذيب كند )
( 10 )
( فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى )
: ( اعمال نيك را در نظرش سنگين و دشوار مىسازيم )
( 11 )
( وَ ما يُغْنِي عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى )
: ( و وقتى كه هلاك شود ، مالش هيچ سودى به حالش نخواهد داشت )
در مقابله با فرد مذكور در آيات قبلى ، اينجا به توصيف شخصى مىپردازد كه از انفاق بخل مىورزد و در طلب مالاندوزى و كسب ثروت مىباشد و وعدهء نيكويى را كه خداوند به شخص منفق داده است ، تكذيب مىكند و لازمهء چنين تكذيبى ، تكذيب اصل معاد و قيامت است ، مىفرمايد : شخصى كه چنين باشد ، ما به او توفيق انجام اعمال صالح را نمىدهيم ، و اين اعمال را در نظرش سخت و دشوار مىسازيم تا او با انجام ندادن آن اعمال آماده عذاب شود ، و چنين كسى وقتى كه در حفرهء قبر و يا در جهنّم و ورطهء هلاكت سقوط مىكند مالش چه دردى از او دوا مىكند و چه سودى برايش دارد ؟
اين معنا در صورتى است كه ( ما ) استفهامى باشد ، امّا اگر ( ما ) نافيه باشد ، معنا اين است كه چنين كسى در وقتى كه به ورطهء هلاكت مىافتد مالش به دردش نمىخورد .
( 12 )
( إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى )
: ( بدرستى كه هدايت به عهدهء ماست )
( 13 )
( وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولى )
: ( و همانا دنيا و آخرت متعلّق به ماست )
در مقابل تعليل فرازهاى قبلى مىخواهد بفرمايد : اينكه گفتيم ما براى مؤمنان و اهل تقوا تيسير مىكنيم و براى كافران و بخيلان دشوارى پديد مىآوريم ، به دليل اين است كه هدايت خلق به عهده ماست و هيچ مانعى نمىتواند در اين راه ايجاد مزاحمت كند ، چون خدا بر نفس خود واجب كرده و چنين حكم رانده كه راه خود را براى مردم بيان كرده و آشكار كند و راه درست و صراط مستقيم را به ايشان بنمايد ، خواه مردم آن را بپيمايند و يا آن را ترك كنند ، اين در صورتى است كه هدايت به معناى ارائه طريق باشد ،