شفع و وتر در نافلهء شب باشد و سپس به اواخر شب سوگند مىخورد كه بعضى آن را شب مزدلفه يا شب عيد قربان دانستهاند .
به هر جهت در انتها مىفرمايد : آيا اين سوگندها براى هر شخص صاحب خردى كفايت نمىكند ؟ يعنى كافى است زيرا هر خردمندى با اين سوگندها متوجّه مىشود كه خداوند امرى شريف و عظيم را در نظر گرفته و سوگند خورده است ، در اين آيات جواب سوگندها حذف شده ، امّا با توجّه به سياق جواب سوگندها اين است كه : خداوند به بعضى از خلائق نعمت مىدهد و از بعضى ديگر دريغ مىدارد و اينها همه براى امتحان است ( و شايد هم جواب سوگندها اثبات عذاب منكران و مكذّبان باشد ) « 1 » .
( 6 )
( أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ )
: ( آيا نديدى كه پروردگارت با قوم عاد چگونه رفتار كرد ؟ )
( 7 )
( إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ )
: ( همان قوم ارم ، شهرى كه بناهاى ستوندار داشت )
( 8 )
( الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ )
: ( همانكه نظيرش در هيچ سرزمينى ساخته نشده بود )
( 9 )
( وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ )
: ( و يا قوم ثمود كه صخرههاى بيابان را مىبريدند )
( 10 )
( وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ )
: ( و يا فرعون كه مردم را به چهار ميخ مىكشيد )
( 11 )
( الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ )
: ( اينها اقوامى بودند كه در سرزمينها طغيان كردند )
( 12 )
( فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسادَ )
: ( و در نتيجهء طغيانشان ، فساد بسيارى در آن سرزمينها به پا كردند )
( 13 )
( فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ )
: ( پس پروردگارت تازيانهء عذاب را بر سر آنها فرود آورد )
( 14 )
( إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ )
: ( بدرستى كه پروردگار تو همواره در كمين است )
در اينجا به سرنوشت بعضى اقوام طغيانگر در طول تاريخ اشاره مىشود تا سنّت
هامش
( 1 ) . مطابق نظر كمال مصطفى شاكر .