انسان را با همه اجزاى وجودش خلق كرد و سپس به تسويه او پرداخت و هر عضو را در جاى مناسبش قرار داد و قواى بدن او را متعادل نمود و آنها را با هم هماهنگ كرد و او را به هر شكلى كه خواست تركيب نمود و همهء آنها به مقتضاى حكمت بود ، بنابراين خلقت مرد يا زن ، سفيد يا سياه ، چاق يا لاغر و قوى يا ضعيف ، همه اينها به مقتضاى حكمت و مصلحت است و خداوند انسان را به بهترين صورت و نظام آفريده است « 1 » ، پس چه عذر و بهانهاى براى كفران نعمات او وجود دارد ؟
( 9 )
( كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ )
: ( نه ، بلكه شما روز جزا را تكذيب مىكنيد )
( 10 )
( وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ )
: ( و بدرستى كه بر شما نگهبانانى گماشته )
( 11 )
( كِراماً كاتِبِينَ )
: ( كه نويسندگانى ارجمند هستند )
( 12 )
( يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ )
: ( و هر چه بكنيد ، مىدانند )
يعنى اى انسانهاى منكر قيامت به كرم خدا مغرور نشويد و آن را بهانه كفر و معصيت خود نسازيد ، چون اين غرور سودى به حال شما ندارد ، بلكه اساسا علّت واقعى كفر و معصيّت شما غرور نيست ، اين انكار قيامت و تكذيب روز جزاست كه شما را مغرور و فريفته كرده كه با اين جرأت و جسارت مرتكب كفر و معصيّت مىشويد ، در حالى كه به تحقيق خداوند از ناحيهء خود حافظانى را موكّل بر شما نموده كه اعمال شما را با نوشتن ثبت و ضبط مىكنند ، حافظانى كه داراى كرامت و عزتّى در نزد خداى تعالى هستند و اراده نمىكنند ، جز آنچه را كه خدا اراده كرده و آنان به تمام اعمالى كه مرتكب مىشويد ، علم دارند ، بنابراين در تشخيص نيك و بد اعمال شما مرتكب اشتباه و خطا نمىگردد و حتّى داناى به نيّات شما هستند .
( 13 )
( إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ )
: ( بدرستى كه نيكان در نعيمند )
( 14 )
( وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ )
: ( و بدكاران در جهنم هستند )
( 15 )
( يَصْلَوْنَها يَوْمَ الدِّينِ )
: ( روز جزا وارد آن شوند )
( 16 )
( وَ ما هُمْ عَنْها بِغائِبِينَ )
: ( و از آن غائب نگردند )
هامش
( 1 ) . سورهء تين ، آيه 4 .